مسبب در گرفتن وجود خود از خدا محتاج به اين است كه سببش قبلا وجود خود را گرفته باشد ، و ما در صفحات گذشته توضيحى براى اين مطلب گذرانديم .
اين است معناى توحيد قرآن ، و دليل بر آن از جهت لفظ ، آياتى است نظير آيه « أَلا لَه الْخَلْقُ وَالأَمْرُ » « 1 » و آيه « أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّه جَمِيعاً » « 2 » و آيه « اللَّه خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ » « 3 » و آيه « إِنَّ اللَّه عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ » « 4 » .
و دليل بر آنچه در معناى نفى و اثبات در آيه گفته شد ( آيا جمله « جز خدا كسى طير را در فضا نگه نمىدارد » با سببيت اسباب طبيعى منافات دارد يا نه ) كلمه مسخرات است ، چون تسخير وقتى محقق مىشود كه ( مسخر ) سببى ديگر را مجبور در كارى كند كه او مىخواهد ، پس خود همين كلمه دلالت دارد بر اينكه مقهور ، خود نوعى از سببيت طبيعى را دارد .
و پرواز مرغان در جو آسمان در حقيقت عجيبتر از ايستادن انسان در زمين نيست پس همه بطور مساوى منتهى به صنع خداى تعالى است ، چيزى كه هست انسان نسبت به پاره اى چيزها انس و الفت گرفته و تا چشم گشوده آن را آن طور ديده و باعث شده كه قريحه جستجو و تحقيق و كنجكاويش نسبت به آن خمود گردد و از ديدن آن دچار هيچ شگفتى نشود ولى همين انسان وقتى به چيزى مخالف آنچه كه مانوس اوست برخورد آن را امرى استثنايى و غير عادى مىپندارد ، و قهرا قريحه كنجكاويش به بحث و جستجو برانگيخته مىشود .
انسان همواره ديده كه اجسام سنگين همه به زمين تكيه مىكنند و به سوى زمين جذب مىشوند ، اين تا بوده چنين ديده آن گاه وقتى مىبيند كه چيز سنگينى بنام فلان مرغ اين كليت را نقض كرده و در فضا پرواز مىكند ، و جاذبه زمين با آن كارى ندارد تعجب مىكند و شروع به بحث و جستجو مىنمايد و تا روز به دست آوردن علتش تلاش مىكند ، و البته اين بحث بهره اى از حق و حقيقت را هم دارد و همين خود باعث شده كه قرآن كريم هم اين گونه امور را مواد احتجاج خود قرار مىدهد .
هامش
( 1 ) آگاه باشيد كه خلق و امر مخصوص او است . سوره اعراف ، آيه 54 .
( 2 ) بدرستى كه نيرو همه اش از خداست . سوره بقره ، آيه 165 .
( 3 ) خدا آفريدگار هر چيز است . سوره زمر ، آيه 62 .
( 4 ) به درستى خدا بر هر چيز توانا است . سوره نحل ، آيه 77 .