تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
نوشت ، و مردم نزد زيد مىآمدند ، و او محفوظات كسى را مىنوشت كه دو شاهد عادل مىآورد ، و آخر سوره برائت را كسى جز ابى خزيمة بن ثابت نداشت . ابى بكر گفت : آن را هم بنويسيد ، زيرا رسول خدا ( ص ) فرموده بود شهادت ابى خزيمه به جاى دو شهادت پذيرفته مىشود ، لذا زيد آن را هم نوشت . عمر آيه رجم را آورد قبول نكردند و ننوشت چون شاهد نداشت « 1 » . و از ابن ابى داوود - در كتاب المصاحف - از طريق محمد بن اسحاق از يحيى بن عباد بن عبد اللَّه بن زبير از پدرش روايت كرده كه گفت : حارث بن خزيمه اين دو آيه را از آخر سوره برائت برايم آورد و گفت : شهادت مىدهم كه اين دو آيه را از رسول خدا ( ص ) شنيده و حفظ كرده‌ام عمر گفت : من نيز شهادت مىدهم كه آنها را شنيده‌ام . آن گاه گفت : اگر سه آيه بود من آن را يك سوره جداگانه قرار مىدادم ، و چون نيست در همان آخر برائت بنويسيد « 2 » . و نيز از وى از طريق ابى العاليه از ابى بن كعب روايت كرده كه گفت : قرآن را جمع كردند تا رسيدند در سوره برائت به آيه « ثُمَّ انْصَرَفُوا صَرَفَ اللَّه قُلُوبَهُمْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ » و خيال كردند كه اين آخرين آيه آنست . ابى گفت : رسول خدا ( ص ) بعد از اين آيه دو آيه ديگر براى من قرائت كرد ، و آن آيه « لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ » - تا آخر سوره - است « 3 » . و در الاتقان از دير عاقولى در كتاب فوائدش نقل كرده كه گفت : ابراهيم بن يسار از سفيان بن عيينه از زهرى از عبيد از زيد بن ثابت براى ما حديث كرد كه او گفته است : رسول خدا ( ص ) از دار دنيا رفت در حالى كه هنوز هيچ چيز از قرآن جمع آورى نشده بود « 4 » . و حاكم در مستدرك به سند خود از زيد بن ثابت روايت كرده كه گفت : نزد رسول خدا ( ص ) داشتيم قرآن را از و رق پاره ها جمع آورى مىكرديم كه . . . « 5 » .
هامش
( 1 ) الاتقان ، ج 1 ، ص 58 . ( 2 ) الدر المنثور ، ج 3 ، ص 296 با اندكى اختلاف . ( 3 ) الدر المنثور ج 3 ص 295 و الاتقان ج 1 ص 61 ( 4 ) الاتقان ج 1 ص 57 ( 5 ) الاتقان ، ج 1 ، ص 57 .