تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
مورد است . و همچنين اختلاف ميان خود مصحفهاى عثمانى كه خود او نوشته و به اقطار بلاد اسلامى آن روز فرستاده است كه به قول ابن طاووس - در سعد السعود - بالغ بر پنجاه و چند مورد ، و به قول ديگران چهل و پنج مورد است ، چون عثمان پنج و يا هفت مصحف نوشته به شام ، مكه ، بصره ، كوفه ، يمن و بحرين فرستاده و يكى را در مدينه نگهداشته است . و نيز آنچه نقل شد غير اختلافى است كه از نظر ترتيب ميان مصحفهاى عثمانى و مصحفهاى دوره اول ( زمان ابى بكر ) وجود دارد ، زيرا سوره انفال در جمع بار اول جزو سوره هاى مثانى و سوره برائت جزو سوره هاى مئين قرار داشت ، و حال آنكه در جمع دوم هر دو سوره جزو سوره هاى طوال قرار گرفته ، و روايتش به زودى از نظر خواننده مىگذرد . باز آنچه تا كنون گفته شد غير اختلافى است كه در ترتيب سوره ها وجود دارد ، چون بر حسب روايات ، ترتيب سوره ها در مصحف عبد اللَّه بن مسعود و مصحف ابى بن كعب غير ترتيبى است كه در مصحف عثمان است . و همچنين غير اختلافى است كه در ميان قرائتها وجود دارد ، زيرا قرائتهاى غير معروفى است كه از صحابه و تابعين روايت شده كه با قرائت معروف اختلاف دارد كه اگر همه آنها را حساب كنيم به هزار يا بيش از آن بالغ مىشود . 2 - دليل دوم ايشان اعتبار عقلى است ، به اين بيان كه عقل بعيد مىداند قرآنى به دست غير معصوم جمع آورى شود و هيچ اشتباه و غلطى در آن وجود نداشته باشد و عينا موافق واقع از كار در آيد . 3 - روايتى است از عامه و خاصه « 1 » كه : على ( ع ) بعد از رحلت رسول خدا ( ص ) از مردم كناره گيرى كرد ، و بيرون نمىآمد مگر براى نماز تا آنكه قرآن را جمع آورى نمود آن گاه آن را به مردم ارائه داد ، و اعلام كرد كه اين همان قرآنى است كه خداوند بر پيغمبرش نازل فرموده و من آن را جمع آورى كردم . مردم او را رد كردند و قرآن او را نپذيرفتند ، و به قرآنى كه زيد بن ثابت جمع كرده بود اكتفاء كردند . و اگر اين دو قرآن عين هم بودند اين حرف معنى نداشت و اصلا معنا نداشت كه آن جناب قرآن را آورده اعلام كند كه اين همان قرآنى است كه خداى تعالى
هامش
( 1 ) مسند احمد بن حنبل ، ج 5 ، ص 218 و كمال الدين ، ج 2 ، ص 481 .