قرآن كريم پيدا شده باشد از قبيل سقوط يك آيه مكرر و يا اختلاف در يك نقطه و يا يك اعراب و زير و زبر و امثال آن است .
فصل دوم :
علاوه بر آنچه گذشت اخبار بسيارى هم كه از رسول خدا ( ص ) از طريق شيعه « 1 » و سنى « 2 » نقل شده كه فرموده : « در هنگام بروز فتنه ها و براى حل مشكلات به قرآن مراجعه كنيد » دليل بر تحريف نشدن قرآن است .
دليل ديگر آن حديث شريف ثقلين است كه از طريق شيعه « 3 » و سنى « 4 » به حد تواتر نقل شده كه رسول خدا ( ص ) فرمود : « انى تارك فيكم الثقلين كتاب اللَّه و عترتى اهل بيتى ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا بعدى ابدا - به درستى كه من در ميان شما دو چيز گرانقدر باقى مىگذارم : كتاب خدا و عترتم ، اهل بيتم ، ما دام كه به آن دو تمسك جوييد هرگز گمراه نخواهيد شد » ، چون اگر بنا بود قرآن كريم دستخوش تحريف شود معنا نداشت آن جناب مردم را به كتابى دستخورده و تحريف شده ارجاع دهد و با اين شدت تاكيد بفرمايد « تا ابد هر وقت به آن دو تمسك جوييد گمراه نمىشويد » .
و همچنين اخبار « 5 » بسيارى كه از طريق رسول خدا و ائمه اهل بيت ( ع ) رسيده ، دستور دادهاند اخبار و احاديثشان را به قرآن عرضه كنند ، زيرا اگر كتاب الهى تحريف شده بود معنايى براى اين گونه اخبار نبود . و اينكه بعضى گفتهاند « مقصود از اين دستور تنها در اخبار فقهى است كه بايد عرضه به آيات احكام شود و ممكن است قبول كنيم كه آيات احكام تحريف نشده ، اما دليل بر اين نيست كه اصل قرآن تحريف نشده باشد » صحيح نيست ، زيرا دستور مذكور مطلق است و زيرنويسى ندارد كه تنها اخبار فقهى را به قرآن عرضه كنيد ، و اختصاص دادنش به اخبار فقهى تخصيص بدون مخصص است .
علاوه بر اينكه زبان اخبار عرضه به قرآن صريح و يا دست كم نزديك به صريح است در
هامش
( 1 ) عين الحياة علامه مجلسى ، ص 478 .
( 2 ) اتقان ، ج 2 ، ص 151 .
( 3 ) معانى الاخبار ، ص 90 .
( 4 ) مسند احمد بن حنبل ، ج 3 ، ص 14 و كنز العمال ، ج 1 ، ص 185 - 189 .
( 5 ) وسائل ، ج 3 ، كتاب قضا ص 380 .