معلول آنها به سبب وجود ماده ، وضع خاصى بر قرار گردد . همانطور كه نزديكى و دورى و ساير اوضاع ديگر ( مانند فوقيت و تحيت ) در كيفيت تأثير علل جسمانى دخالت تمام دارند .
شرح
بحث در دو خصوصيت از خواص علل جسمانى است اول اين كه علل جسمانى از نظر تأثيرگذارى محدودند . با ذكر علل جسمانى ، علل تجردى از مورد بحث بيرون خواهد رفت .
اكنون مىگوييم علت محدود بودن اثر علل جسمانى اين است كه چون هر موجود جسمانى قابل تحليل به اجزاى كمترى است و آن اجزاء ذاتاً محدود و متناهى هستند پس اثر آنها هم طبعاً محدود و متناهى خواهد بود .
قابل ذكر است به حكم آنچه در بحث قوّه و فعل در مرحلهء آتى خواهد آمد موجودات جوهرى در جوهر و اعراض مختص به خود در حركتند . مثلًا يك نطفه از زمان استقرار در رحم تا تولد نوزاد يك حركت دايمى جوهرى دارد كه به سبب آن دوران نطفه بودن را پشت سر مىگذارد و سپس وارد دورهء علقه و پس از آن دورهء مضغه و در نهايت جنين و انسان كامل مىشود . هم زمان با حركت جوهرىِ نطفه ، اعراض او از قبيل كمّ ، كيف ، حجم . . . در حركت است .
حال اگر ما دوران تكوّن نطفه در رحم مادر را در طى نُه ماه به اقسام فوق يا كوچكتر از آن تحليل ببريم خواهيم ديد كه هر جزء از اجزاى تحليلى آن به محاصرهء عدمى از قبل و بعد در آمدهاست . به اين معنا كه نطفه در دوران علقه بودن خود فقط علقه است نه قبل از آن چنين بودهاست و نه بعد از آن چنين خواهد بود . و چون او چنين است پس ذاتاً وجود محدودى دارد و چيزى كه ذاتاً وجود محدود دارد قطعاً اثر او هم كه معلول اوست محدود خواهد بود ؛ زيرا معلول هميشه ضعيفتر از علت مىباشد .
محدوديت اثر علل جسمانى در جهت محدود بودن عدد اثر و زمان تأثيرگذارى و ميزان تأثير گذارى از نظر شدت خلاصه مىگردد .
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 359
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٥٩