تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥
و قانونى است ندارد ،
در پاسخ مىگوييم بله ، و ليكن شرط اول قبول روايت در جايى كه روايت از امرى خبر مىدهد كه بر خلاف سنن و نواميس و قوانينى است كه خداى تعالى با آن نواميس نظام عالم را به پا داشته و آن را مايه آبادى و يا خرابى قرار داده بايد چنين خبرى از وحى الهى منشا گرفته و به نقل متواتر از معصوم نقل شده باشد و يا حد اقل سندى صحيح و متصل به عصر معصوم داشته و هيچ ناشناخته اى در سند و متن آن نباشد ، و حال آنكه ما نه در كتاب خداى تعالى چنين چيزى را مىبينيم و نه در حديثى كه با سندى متصل به رسول خدا ( ص ) رسيده باشد و نه حكمت خدا اقتضاء مىكند كه سرزمين لوط آن قدر به آسمان بلند شود كه صداى سگهايش به گوش سكان آسمان برسد و اين ماجرا تنها از بعضى تابعين يعنى كسانى كه عصر رسول خدا ( ص ) را درك نكرده بودند نقل شده نه صحابه كه آن جناب را درك كرده‌اند و ما هيچ شكى نداريم در اينكه اين روايت از رواياتى است كه اسرائيلىها ساخته و در دست و دهان مسلمانان ساده لوح انداخته‌اند . از جمله حرفهايى كه زده‌اند اين است كه گفته‌اند عدد مردم آن شهر چهار ميليون نفر بوده در حالى كه همه بلاد فلسطين گنجايش اين عدد انسان را ندارد ، پس اين ميليونها انسان چگونه در آن چهار قريه جا گرفته بودند ؟ « 1 » و اينكه گفته اين حديث از احاديثى است كه تابعين آن را نقل كرده‌اند نه صحابه ، درست نيست براى اينكه او توجه نداشته كه حديث مورد بحث از « ابن عباس » و « حذيفة بن اليمان » روايت شده و در روايت ابن عباس ( بطورى كه الدر المنثور آن را از اسحاق بن بشر ، و ابن عساكر آن را از طريق جويبر ، و مقاتل آن را از ضحاك نقل كرده‌اند ) آمده : « همين كه چهره صبح نمايان شد جبرئيل دست به كار قريه هاى لوط شد و آنچه از مردان و زنان و ميوه ها و مرغان در آنها بود همه را گرد آورده در هم پيچيد و سپس زمين را از طبقات زيرين در آورده زير بال خود گرفت و به طرف آسمان دنيا بالا برد ( تا جايى كه ) ساكنان آسمان دنيا صداى سگها و مرغان و زنان و مردان را از زير بال جبرئيل شنيدند آن گاه آن سرزمين را پشت و رو به پايين انداخت و دنبالش رگبارى از سنگريزه بر آن سرزمين بباريد ، و سنگها براى آن بود كه اگر چوپانها و تجار در آن سرزمين باقى مانده‌اند آنها نيز به هلاكت برسند . . . » و در روايت حذيفه بن اليمان ( بطورى كه الدر المنثور آن را از عبد الرزاق و ابن جرير و
هامش
( 1 ) تفسير المنار ، ج 12 ، ص 138 ، ط بيروت .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 525 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى