مستغنى از غير باشد ، مثلا به درخت خرمايى كه بى نياز از آبيارى با آب نهر و چشمه است و به آب باران اكتفاء مىكند بعل مىگويند و نيز به صاحب و رب ( همنشين و مربى ) بعل گويند ، كلمه « بعلبك » هم ( كه امروز نام شهرى در لبنان است ) از همين باب است چون در قديم هيكل و معبد بعضى از بتها در آنجا قرار داشت .
و كلمه « عجيب » - بر وزن فعيل - صفت مشبهه از ماده عجب است ، و « تعجب » حالتى است كه به انسان در هنگام ديدن چيزى كه سبب آن را نمىداند دست مىدهد و به همين جهت بيشتر در مواقع استثنايى و نادر به آدمى دست مىدهد چون در اين مواقع معمولا انسان سبب حادثه را نمىداند و اينكه همسر ابراهيم ( ع ) گفت : * ( « يا وَيْلَتى أأَلِدُ . . . » ) *
گفتارش در مورد تعجب و تحسر بوده ، چون وقتى بشارت ملائكه را شنيده آن حالتى كه يك پير زن نازا از همسر پير مردش باردار شده و دارد بچه اش را مىزايد در نظرش مجسم شده و معلوم است كه چنين پيشامدى سابقه نداشته و قهرا امرى شگفتآور خواهد بود ، علاوه بر اين ، از نظر افكار عمومى مردم نيز وضعى ننگآور و زشت است و خنده و تمسخر مردم را برمىانگيزد و چنين چيزى مايه رسوايى است . * ( « قالُوا أتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّه رَحْمَتُ اللَّه وَبَرَكاتُه عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّه حَمِيدٌ مَجِيدٌ » ) * كلمه « مجيد » از مجد است كه به معناى كرم و بزرگوارى است و مجيد به معناى كريم است و كريم به كسى گويند كه خوان و سفره اى گسترده داشته باشد و خيرش براى مردم بسيار باشد ، بقيه مفردات آيه در سابق معنا شد .
جمله * ( « أتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّه » ) * استفهامى است انكارى ، يعنى فرشتگان تعجب همسر ابراهيم را انكار كردند براى اينكه تعجب همانطور كه گفتيم ناشى از بى خبرى از سبب حادثه و بعيد دانستن آن است و حادثه اى كه پديد آورنده اش خداى سبحان است ، خدايى كه هر كارى بخواهد مىكند و بر هر چيز قادر است ديگر نبايد از آن تعجب كرد .
علاوه بر اين ، خاندان ابراهيم از اين گونه عنايات خاصه الهى و مواهب عالى را در سابق ديده بودند و خانواده اى بودند كه از اين جهت با ساير مردم فرق داشتند و چرا همسر آن جناب اين بشارت را عطف به آن عناياتى كه تا كنون ديده بود نكرد و چرا احتمال نداد كه اين بشارت نيز نعمتى مختص به اين خانواده باشد ؟ درست است كه عادتا از يك پير مرد و پير زن فرزند متولد نمىشود ولى بطور خارق العاده چرا نشود ؟
و به همين جهت كه ذكر شد ملائكه در نابجا بودن تعجب او و انكار آن اولا گفتند : آيا
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 485
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٤٨٥