تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
بلكه تتمه بشارت اول مىشود ، ليكن قرائت اول بهتر است .
و گويا در اين تعبير كه فرمود : * ( « وَمِنْ وَراءِ إِسْحاقَ يَعْقُوبَ » ) * اشاره اى باشد به اينكه چرا يعقوب ناميده شد ؟ زيرا آن جناب در عقب و ما وراء اسحاق مىآيد و اين اشاره تخطئه اى مىشود به آنچه كه در تورات در وجه تسميه آن جناب به نام يعقوب آمد . در تورات موجود - در اين زمانه - آمده كه اسحاق به سن چهل سالگى رسيد و با « رفقه » دختر « بنوئيل أرامى » خواهر « لابان أرامى » از اهالى « فدان أرام » ازدواج كرد و اسحاق براى رب ، نماز خواند ، به خاطر همسرش كه زنى نازا بود ، رب دعايش را مستجاب كرد و رفقه همسر اسحاق آبستن شد و دو جنين در رحم او جا را بر يكديگر تنگ كردند ( دنباله عبارت تورات قابل فهم نيست شايد خواسته باشد اينطور بگويد : ) رفقه گفت : اگر حاملگى اين بود من چرا تقاضاى آن را نكردم ، پس او نيز به درگاه رب رفت تا درخواست كند رب به او گفت : در شكم تو دو امت هستند و از درون دل تو دو طايفه و ملتى از هم جدا خواهند آمد ، ملتى قوى و مسلط بر ملت ديگر ، ملتى كبير كه ملت صغير را برده خود مىسازد . بعد از آنكه ايام حمل او به پايان رسيد ناگهان دو كودك دوقلو بياورد ، اولى كودكى كه سراپايش سرخ بود مانند يك پوستين قرمز رنگ كه نام او را « عيسو » گذاشتند ، بعد از او برادرش متولد شد ، در حالى كه پاشنه ( عقب ) پاى عيسو را به دست داشت ، او را به همين جهت كه دست به ( عقب ) پاشنه پاى عيسو گرفته بود يعقوب ناميدند . « 1 » و با در نظر گرفتن اين مطلب به خوبى مىفهميم كه تعبير آيه مورد بحث از لطائف قرآن كريم است . * ( « قالَتْ يا وَيْلَتى أأَلِدُ وَأَنَا عَجُوزٌ وَهذا بَعْلِي شَيْخاً إِنَّ هذا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ » ) * كلمه « ويل » به معناى قبح و زشتى است ، و هر بدى را كه مايه اندوه آدمى شود « ويل » مىگويند ، مانند مردن يا مصيبت ديدن يا جنايت فجيع يا رسوايى و امثال آن ، و اين ندا در جايى گفته مىشود كه طرف بخواهد بطور كنايه بفهماند كه آن مصيبت ، آن امر فجيع ، آن رسوايى و . . . دارد مىرسد ، پس وقتى گفته مىشود : « يا ويلى » معنايش اين است كه مصيبتم رسيد ، خاك بر سرم شد و آنچه مايه اندوه من است بر سرم آمد ، و آوردن حرف « تاء » و گفتن : « يا ويلتى » زمانش وقتى است كه بخواهند همان ويل را فرياد بزنند و ديگران را خبردار كنند . و كلمه « عجوز » به معناى سالخوردگى زنان ، و كلمه « بعل » به معناى شوهر و يا به عبارتى ديگر همسر زن است و معناى اصلى اين كلمه كسى است كه قائم به امرى بوده و در آن امر
هامش
( 1 ) تورات ، سفر پيدايش ، ب 26 ، ص 35 .