تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
زندگى دنيوى و اخرويش رستگار كند .
و اگر اشكال كنى كه چه فرقى بين بود و نبود وحى و دستورات الهى هست با اينكه مىبينيم دستورات الهى فايده اى بيش از آنچه عقل حكم كرده و اثر بخشيده نداشته است و عالم انسانى تسليم شرايع انبياء نگشته همانطور كه تسليم حكم عقل نگرديده است و خلاصه بشريت نه در برابر احكام عقل خاضع و تسليم شد و نه در برابر احكام شرع ، نه به نداى عقل گوش داد و نه به نداى شرع ، پس وحى آسمانى با اينكه نتوانست مجتمع بشرى را اداره نموده او را به صراط حق بيندازد چه احتياجى به وجود آن هست ؟ در پاسخ مىگوييم : اين بحث دو جهت دارد ، يكى اينكه خداى تعالى چه بايد بكند ؟ و ديگرى اينكه بشر چه كرده است ؟ از جهت اول گفتيم بر عنايت الهى واجب است كه مجتمع بشرى را به سوى تعاليمى كه مايه سعادت او است و او را به كمال لايقش مىرساند هدايت كند ، و اين همان هدايت به طريق وحى است كه در اين مرحله عقل به تنهايى كافى نيست ، و خداى تعالى نمىبايد تنها به دادن عقل به بشر اكتفاء كند . و جهت دوم بحث اين است كه بشر در مقابل اين دو نعمت بزرگ يعنى نعمت عقل كه پيامبر باطن است و نعمت شرع كه عقل خارج است چه عكس العملى از خود نشان داده ، و ما در اين جهت بحثى نداريم ، بحث ما تنها در جهت اول است ، و وقتى معلوم شد كه بر عنايت الهى لازم است كه انبيايى بفرستد و از طريق وحى بشر را هدايت كند ، جارى نشدن تعاليم انسان ساز انبياء در بين مردم ، مگر در بين افراد محدود ضررى به بحث ما نمىزند و وجهه بحث و نتيجه آن را تغيير نمىدهد ، ( پس همانطور كه به خاطر عمل نكردن بشر به دستورات عقلى نمىشود گفت چرا خدا به بشر عقل داده ، عمل نكردن او به دستورات شرع نيز كار خداى تعالى را در فرستادن انبياء لغو نمىكند ) هم چنان كه نرسيدن بسيارى از افراد حيوانات و گياهان به آن غايت و كمالى كه نوع آنها براى رسيدن به آن خلق شده‌اند باعث نمىشود كه بگوييم : چرا خدا اين حيوان را كه قبل از رسيدنش به كمال قرار بود بميرد و فاسد شود خلق كرد ، با اينكه او مىدانست كه اين فرد ، به حد بلوغ نمىرسد و عمر طبيعى خود را نمىكند ؟ و كوتاه سخن اينكه طريق نبوت چيزى است كه در تربيت نوع بشر نظر به عنايت الهى چاره اى از آن نيست ( بلكه اين عقل خود ما است كه حكم مىكند به اينكه بايد خداى تعالى بشر را از طريق وحى تربيت كند و گرنه العياذ به اللَّه خدايى بيهوده كار خواهد بود ، هر چند همين عقل ما در مرحله عمل به اين حكم خود يعنى به دستورات وحى عمل نكند ، و حتى به ساير احكامى كه خود در آن مستقل است عمل ننمايد . ) آرى عقل حكم مىكند به اينكه اگر خداى
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 390 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى