انبياء اولوا العزم شمرده ، و اولوا العزم در نظر شيعه عبارتند از : « نوح » ، « ابراهيم » ، « موسى » ، « عيسى » ، و « محمد » ( ص ) كه بر عموم بشر مبعوث بودند .
و اما بعضى از اهل سنت معتقدند به عموميت رسالت آن جناب و اعتقاد خود را مستند كردهاند به ظاهر آياتى همانند « رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً » « 1 » و : * ( « لا عاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّه إِلَّا مَنْ رَحِمَ » ) * « 2 » و : « وَجَعَلْنا ذُرِّيَّتَه هُمُ الْباقِينَ » « 3 » كه دلالت دارند بر اينكه طوفان تمامى روى زمين « 4 » را فرا گرفت . و نيز به روايات صحيحى در مساله شفاعت استناد كردهاند كه مىگويد : نوح اولين رسولى است كه خداى تعالى به سوى اهل زمين گسيل داشته است ، و لازمه اين حديث آن است كه آن جناب بر همه اهل زمين مبعوث شده باشد .
بعضى ديگر از اهل سنت منكر اين معنا شده و به روايت صحيحى از رسول خدا ( ص ) استدلال كردهاند كه فرموده است هر پيغمبرى تنها بر قوم خود مبعوث شده ولى من بر همه بشر مبعوث شدهام ، و از آياتى كه دسته اول به آنها استدلال كردهاند پاسخ دادهاند به اينكه آن آيات قابل توجيه و تاويل است ، مثلا ممكن است كه منظور از كلمه « ارض - زمين » همان سرزمينى باشد كه قوم نوح در آن سكونت داشته و وطن آنان بوده است هم چنان كه فرعون در خطابش به موسى و هارون گفت : « وَتَكُونَ لَكُمَا الْكِبْرِياءُ فِي الأَرْضِ » « 5 » .
پس معناى آيه اول اين مىشود كه : پروردگارا ! ديارى از كافران قوم مرا در اين سرزمين زنده نگذار . و همچنين مراد از آيه دوم اين مىشود كه : امروز براى قوم من هيچ حافظى از عذاب خدا نيست . و مراد از آيه سوم اين مىشود كه : ما تنها ذريه نوح را باقيمانده از قوم او قرار داديم .
و ليكن حق مطلب اين است كه در كلام اهل سنت آن طور كه بايد حق بحث ادا نشده و آنچه سزاوار است گفته شود اين است كه : پديده نبوت اگر در مجتمع بشرى ظهور پيدا كرده است به خاطر نيازى واقعى بوده كه بشر به آن داشته و به خاطر رابطه اى حقيقى بوده كه بين
هامش
( 1 ) پروردگارا از كافران ديارى بر روى زمين باقى مگذارد . « سوره نوح ، آيه 26 »
( 2 ) تفسير قرآن العظيم ، ج 4 ، ص 427 .
( 3 ) سوره هود ايه 43 .
( 4 ) تنها ذريه نوح را باقى گذاشتيم . « سوره صافات ، آيه 77 »
( 5 ) منظور شما اين است كه كبريايى در زمين را از ما بگيريد و به خود اختصاص دهيد . « سوره يونس ، آيه 78 »