و لذا در آخر كلامش گفت : * ( « وَأَنْتَ أَحْكَمُ الْحاكِمِينَ » . ) *
با در نظر گرفتن نكات بالا ، معناى آيه چنين مىشود : « اى پروردگار من ! پسرم اهل من است ، و وعده تو حق است ، آن هم كل حق و به تمام معناى حق ، و همين حق بودن وعده ات دليل بر اين است كه تو او را به عذاب قوم كافر نگرفته و غرقش نمىكنى ، ولى با همه اين احوال حكم حق به دست تو است و تو احكم الحاكمينى » ، گويا نوح ( ع ) با اين گفتار خود خواسته است حقيقت امر را به وضوح بفهمد ، و بيش از اين چند جمله كه خداى تعالى از او حكايت كرده چيزى نگفته ، و به زودى بيان كامل اين معنا مىآيد ان شاء اللَّه .
* ( « قالَ يا نُوحُ إِنَّه لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّه عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ فَلا تَسْئَلْنِ ما لَيْسَ لَكَ بِه عِلْمٌ . . . » ) *
در اين آيه ، خداى سبحان راه صواب و وجه صحيح آنچه را كه نوح در كلامش آورده و گفته بود : * ( « إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ . . . » ) * بيان فرموده است . نوح ( ع ) مىخواست با گفتار خود نجات پسرش را حتمى سازد و همانطور كه قبلا گفتيم خداى تعالى با جمله « * ( إِنَّه لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ ) * - او اهل تو نيست » اثر استدلال نوح را از بين برد .
و منظور از اينكه فرمود : « او اهل تو نيست » - و خدا داناتر است - اين است كه او از آن افرادى كه خدا وعده نجاتشان را داده و فرموده بود : « اهل خودت را نيز سوار كشتى بكن » نيست زيرا منظور از اهلى كه قرار است نجات يابند اهل صالح تواند ولى پسرت نيست زيرا او در عين اينكه پسر و اهل تو است و اختصاصى به تو دارد ولى صالح نيست ، و لذا خداى تعالى دنبال جمله * ( « إِنَّه لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ » ) * بلا فاصله فرمود : « * ( إِنَّه عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ ) * - براى اينكه او از نظر عمل ، غير صالح است » .
اگر شما در اينجا بگوييد لازمه اين مطلب اين است كه پسر نوح از همسرش به وى بيگانه تر باشد ، و به عبارتى ديگر همسر نوح داخل در اهل او بوده و از پسر نوح به نوح نزديكتر باشد براى اينكه همسر نوح در جمله * ( « قُلْنَا احْمِلْ فِيها مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ » ) * داخل در كلمه اهل بود ، ولى جمله استثنايى * ( « إِلَّا مَنْ سَبَقَ عَلَيْه الْقَوْلُ » ) * او را استثناء كرد ، يعنى موضوعا داخل بوده بعد خارج شده اما پسر نوح بنا به گفته شما اصلا موضوعا داخل در كلمه « اهل » نبوده ، و بدون حاجت به استثناء ، خارج بوده ، و اين بعيد است .
در پاسخ مىگوييم : منظور از اهل در جمله * ( « وَأَهْلَكَ إِلَّا مَنْ سَبَقَ عَلَيْه الْقَوْلُ » ) * اهل به معناى اختصاص است ، يعنى در جمله مزبور دستور داده كه آن جناب افرادى را كه به نحوى به وى اختصاص دارند سوار بر كشتى كند ، و منظور از مستثنى يعنى جمله * ( « مَنْ سَبَقَ عَلَيْه الْقَوْلُ » ) * غير صالحين از خواص نوح ( ع ) است كه مصداقش همسر و پسر آن جناب بوده ،