تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
و بر عكس كسى كه براى آن حضرات معتقد به اصالت و استقلال در داشتن اين گونه امور باشد - آن طور كه در سابق گفتيم - با فهم عوام الناس قضاوت كرده و چنين كسى خالى از غلو نيست ، هر چند كه بگويد اين اصالت و استقلال را خداى تعالى به انبياء و اولياء داده - همانطور كه مىگفت رعيت هر چه دارد در عين اينكه در داشتن آن مستقل است ولى شاه به او داده - و چنين كسى مشمول آيه شريفه زير است كه مىفرمايد : « لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ وَلا تَقُولُوا عَلَى اللَّه إِلَّا الْحَقَّ » « 1 » .
* ( « وَلا أَقُولُ لِلَّذِينَ تَزْدَرِي أَعْيُنُكُمْ لَنْ يُؤْتِيَهُمُ اللَّه خَيْراً اللَّه أَعْلَمُ بِما فِي أَنْفُسِهِمْ إِنِّي إِذاً لَمِنَ الظَّالِمِينَ » ) * راغب در مفردات مىگويد : وقتى گفته مىشود « زريت عليه » معنايش اين است كه من فلانى را به خاطر فلان عملى كه كرد تنقيص و توبيخ و تحقير كردم ، و وقتى گفته مىشود : « ازريت به - و يا - ازدريت به » معنايش اين است كه تصميم گرفتم او را تحقير كنم ، و اصل كلمه « أزريت » « ازتريت » از باب افتعال بوده ، در قرآن كريم هم كه آمده : « تزدرى اعينكم » يعنى چشمان شما ايشان را حقير و اندك مىبيند ، و تقدير جمله مذكور « تزدريهم اعينكم » است ، يعنى چشمان شما حقيرشان مىبيند و خوارشان مىشمارد . « 2 »
و اين قسمت از پاسخ نوح ( ع ) اشاره است به خطايى كه سران كفار از قومش مرتكب شدند ، و بر اساس سنت اشرافيت و طريقه آقا نوكرى ، به اعتقادى باطل معتقد شدند ، و آن اين بود كه افراد بشر دو قسمند : يكى اقويا و ديگرى ضعفاء ، اقويا به خاطر داشتن مال و نفرات مردمى نيرومند و مقتدرند ، و اما ضعفاء ، ساير طبقات مختلف مردمند ، اقويا در مجتمع بشرى آبرومند بوده و داراى سيادت و سرورى هستند ، نعمت و احترام دارند ، و اصلا انعقاد مجتمع به خاطر آنها است ، و غير آنان از ازل به خاطر آنان خلق شده‌اند و مقصود از خلقت ضعفاء اين بوده كه اقويا آسايش داشته و كارشان لنگ نماند ، و جان كلام اينكه ضعفاء قربانيان منافع اقويايند نظير رعايا نسبت به تخت سلطنت ( البته در سلطنت استبدادى ، كه رعايا نيز قربانيان منافع صاحب تختند ) و باز نظير بردگان نسبت به مواليشان ، و خدام و كارگران نسبت به كارفرمايانشان ، و زنان نسبت به مردان كه همه آن طبقات ضعيف ، قربانيان منافع اين طبقات زورمند جامعه هستند .
هامش
( 1 ) در دين خود غلو مكنيد و در باره خداى تعالى جز حق چيزى مگوييد . « سوره نساء ، آيه 171 » ( 2 ) مفردات راغب ، ص 212 ، چاپ ايران .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 318 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى