از پيغمبر خود توقع دارند نفى مىكند ، و سپس تنها رسالت را براى رسول اثبات مىكند و آن گاه بدون درنگ ، به اثبات نوعى فضيلت براى رسول پرداخته غير آنچه عوام توقع دارند و آن فضيلت عبارت است از اينكه او به وسيله بصيرت و بينايى خدايى داراى بصيرت است ، ولى ديگران نسبت به ايشان ، همانند كورانند نسبت به دارندگان چشم ، و همين داشتن بصيرت است كه پيروى كردن از رسول را بر مردم واجب مىسازد همانطور كه افراد كور مجبورند به راهنمايى و دستگيرى بينايان راه بروند و هر جا آنها رفتند قدم بگذارند ، و مجوز اينكه رسول ، مردم خود را دعوت به پيروى از خود مىكند نيز همين است .
گفتارى فلسفى و قرآنى پيرامون قدرت انبياء و اولياء
مردم نوعا نسبت به مقام پروردگار خود جاهل بوده و از اينكه خداى تعالى بر آنان احاطه و تسلط دارد در غفلتند ، و به همين جهت با اينكه فطرت انسانيت ، آنان را به وجود خداى تعالى و يگانگى او هدايت مىكند در عين حال ابتلايشان به عالم ماده و طبيعت ، و نيز انس و فرورفتگيشان در احكام و قوانين طبيعت از يك سو ، و نيز انسشان به نواميس و سنتهاى اجتماعى از سوى ديگر ، و انسشان به كثرت ، و بينونت و جدايى - كه لازمه عالم طبيعت است - از سوى ديگر وادارشان كرده به اينكه عالم ربوبى را با عالم مانوس ماده قياس كرده و چنين بپندارند كه وضع خداى سبحان با خلقش عينا همان وضعى است كه يك پادشاه جبار بشرى با بردگان و رعاياى خود دارد .
آرى ما انسانها در عالم بشريت خود ، يك فرد جبار و گردنكلفت را نام پادشاه بر سرش مىگذاريم ، و اين فرد اطرافيانى به نام وزراء و لشگريان و جلادان براى خود درست مىكند كه امر و نهىهاى او را اجراء كنند ، و عطايا و بخششهايى دارد كه به هر كس بخواهد مىدهد ، و اراده و كراهت و بگير و ببندى دارد ، هر جا كه خواست مىگيرد و هر جا كه نخواست رد مىكند ، هر كه را خواست دستگير و هر كه را خواست آزاد مىكند ، به هر كس خواست ترحم نموده و به هر كس كه خواست خشم مىگيرد ، هر جا كه خواست حكم مىكند و هر جا كه خواست حكم خود را نسخ مىكند ، و همچنين از اين گونه رفتارهاى بدون ملاك دارد .
اين پادشاه و خدمتگزاران و ايادى و رعايايش و آنچه نعمت و متاع زندگى در دست آنها مىگردد امرى است موجود و محدود ، موجوداتى هستند مستقل و جداى از يكديگر ، كه به وسيله احكام و قوانين و سنتهايى اصطلاحى به يكديگر مربوط مىشوند ، سنتهايى كه جز در عالم ذهن صاحبان ذهن ، و اعتقاد معتقدين موطنى ديگر ندارند .