تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 469

مساهمون:

ص٤٦٩
تك را دوست مىدارد « 1 » . مؤلف : صاحب الدر المنثور اين روايت را از ابى نعيم و ابن مردويه از ابى هريره نيز روايت كرده ، و عبارت آن چنين است : رسول خدا ( ص ) فرمود : براى خدا صد اسم منهاى يك اسم است ، هر كس خدا را به آن اسماء بخواند خداوند دعايش را مستجاب مىكند « 2 » . و نيز از دارقطنى در كتاب « غرائب » از ابى هريره روايت كرده و عبارت آن چنين است كه رسول خدا ( ص ) فرمود : خداى تعالى فرموده : براى من نود و نه اسم است هر كس آنها را بشمارد داخل بهشت مىشود « 3 » . و در الدر المنثور است كه اين روايت را ابى نعيم و ابن مردويه از ابن عباس و ابن عمر نيز نقل كرده و گفته‌اند كه رسول خدا ( ص ) فرمود : براى خدا نود و نه ، يعنى صد منهاى يك اسم است كه هر كس آنها را بشمارد داخل بهشت مىشود « 4 » . مؤلف : و نيز همين روايت را از ابى نعيم از ابن عباس و ابن عمر به اين عبارت روايت كرده كه رسول خدا ( ص ) فرمود : براى خدا نود و نه اسم است كه هر كس آنها را بشمارد داخل بهشت مىشود ، و اين اسماء در قرآن كريم است « 5 » . مؤلف : اين روايت معارض است با رواياتى كه در باره شمردن اسماء خدا بعدا نقل مىشود ، زيرا همه آن روايات مشتمل است بر اسمايى كه عين الفاظ آنها در قرآن نيست ، مگر اينكه بگوييم مقصود اين روايت اين است كه معانى آن اسماء در قرآن است . و در كتاب توحيد به سند خود از امام صادق از پدران بزرگوارش از على ( ع ) روايت كرده كه فرمود : رسول خدا ( ص ) فرمودند : براى خداى تبارك و تعالى نود و نه اسم ، يعنى صد منهاى يك اسم است كه هر كس آنها را بشمارد داخل بهشت مىشود ، و آن اسماء عبارتند از : « اللَّه ، إله ، واحد ، احد ، صمد ، اول ، آخر ، سميع ، بصير ، قدير ، قاهر ، على ، اعلى ، باقى ، بديع ، بارى ، اكرم ، ظاهر ، باطن ، حى ، حكيم ، عليم ، حليم ، حفيظ ، حق ، حسيب ، حميد ، حفى ، رب ، رحمان ، رحيم ، ذارى ، رازق ، رقيب ، رؤوف ، رائى ، سلام ، مؤمن ، مهيمن ، عزيز ، جبار ، متكبر ، سيد ، سبوح ، شهيد ، صادق ، صانع ، ظاهر ، عدل ، عفو ، غفور ، غنى ، غياث ، فاطر ، فرد ، فتاح ، فالق ، قديم ، ملك ، قدوس ، قوى ، قريب ، قيوم ، قابض ، باسط ، قاضى الحاجات ، مجيد ، مولى ، منان ، محيط ، مبين ، مغيث ، مصور ، كريم ، كبير ، كافى ،
هامش
( 1 ) الدر المنثور ج 3 ص 147 ( 2 و 3 و 4 و 5 ) الدر المنثور ج 3 ص 148
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 469 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى