تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨
« الاسماء » براى عهد باشد ، و مراد از الحاد در اسماء تعدى از اسماء معين خدا و اضافه كردن اسمايى كه از طريق نقل نرسيده ، بوده باشد ، و ليكن هم عهد بودن « الف لام » و هم به معناى تعدى بودن الحاد مورد نظر و اشكالى است كه در سابق بيانش گذشت . و اما روايات بسيارى كه از طرق شيعه و سنى وارد شده كه پيغمبر اكرم فرمود : « براى خدا نود و نه ، يعنى صد منهاى يك اسم است ، هر كس آنها را بشمارد داخل بهشت مىشود » و همچنين روايات ديگرى كه قريب به اين مضمون است هيچ يك دلالت بر توقيف ندارد ، البته همانطورى كه گفتيم اين از نظر بحث تفسيرى است ، نه بحث فقهى ، ممكن است از نظر بحث فقهى و احتياط در دين جايز نباشد انسان از پيش خود براى خدا اسم بگذارد ، زيرا احتياط اقتضا دارد كه در اسم بردن از خدا به همان اسمايى اكتفاء شود كه از طريق نقل رسيده باشد ، همه اين حرفها راجع به اسم گذاردن است ، و اما صرف اطلاق ، بدون اينكه پاى اسمگذارى در ميان بيايد البته اشكالى نداشته و امر در آن آسان است .
بحث روايتى
در كتاب توحيد به سند خود از حضرت رضا از پدران بزرگوارش از على ( ع ) روايت كرده كه فرمود : براى خدا نود و نه اسم است كه هر كس خدا را با آنها بخواند دعايش مستجاب مىشود و هر كس آنها را بشمارد داخل بهشت مىگردد « 1 » . مؤلف : نظير اين روايت به زودى از طرق ائمه اهل بيت از رسول خدا ( ص ) خواهد آمد ، و مراد از اينكه فرمود : « هر كس آنها را بشمارد داخل بهشت مىگردد » ايمان به اين است كه خداى تعالى متصف به جميع آن صفاتى است كه اين اسماء دلالت بر آنها دارند ، بطورى كه درباره اتصاف خداوند به يكى از آنها بىايمان نباشد . و در الدر المنثور است كه بخارى ، مسلم ، احمد ، ترمذى ، نسايى ، ابن ماجه ، ابن خزيمه ، ابو عوانه ، ابن جرير ، ابن ابى حاتم ، ابن حيان ، طبرانى و ابو عبد اللَّه بن منده در كتاب « توحيد » و ابن مردويه ، ابو نعيم و بيهقى در كتاب « اسماء و صفات » همگى از ابى هريره روايت كرده‌اند كه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : براى خدا نود و نه اسم ، يعنى صد منهاى يك اسم است كه هر كس آنها را بشمارد داخل بهشت مىشود . آرى ، خدا تك است و
هامش
( 1 ) توحيد ص 195 ط تهران .