تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
و در مجمع البيان گفته است : اين فرقه از يهود قومى هستند كه در ما وراى چين زندگى مىكنند ، و بين آنان و سرزمين چين وادى ريگزارى فاصله است ، قومى هستند كه چيزى از شرايع و احكام تورات را تغيير نداده‌اند . صاحب مجمع البيان سپس اضافه كرده است كه اين معنا مضمون روايتى است كه از ابى جعفر ( ع ) نقل شده است « 1 » . مؤلف : روايت مزبور ضعيف و غير مسلم الصدور است . علاوه بر اين ، از چنين فرقه يهودى كه به راه حق هدايت كنند و در بين خود به عدالت حكم نمايند اثرى نمىبينيم ، و بفرض هم كه در روزگار ما چنين مردمى در ما وراى چين بوده باشند قطعا فرقه هادى و عادل نيستند ، براى اينكه اولا دين يهود با شريعت عيسى نسخ شده ، و ثانيا شريعت عيسى هم به آمدن دين اسلام از اعتبار ساقط گرديده ، پس اگر در ما وراى چين مردمى هادى به حق و عادل يافت شوند جز مسلمان نمىتوانند باشند ، و لذا بعضى از دانشمندان كه اين داستان خرافى را نقل كرده‌اند ناگزير شده‌اند يك جمله به آن بيفزايند و آن اين است كه رسول خدا ( ص ) در شب معراج در ميان آنان فرود آمد و به دين اسلام دعوتشان كرد ، و آنان به وى ايمان آورده و مسلمان شدند ، و رسول خدا ( ص ) نماز را به ايشان تعليم داد . علاوه بر اين ، داستانهاى عجيب و غريبى براى ايشان تراشيده و نقل كرده‌اند ، از آن جمله مقاتل گفته است : از جمله چيزهايى كه خداوند با آن رسول خدا ( ص ) را فضيلت داده اين است كه او را در شب معراج به سوى پدران قوم موسى كه در ما وراى چين هستند فرستاد ، و داستان اين قوم چنين است كه : وقتى بنى اسرائيل گناه كار شدند ، و مردان نيكى را كه امر به عدالت مىكردند ، كشتند ، اين نيك مردان كه آن روز در زمين مقدس بسر مىبردند از خدا خواستند « پروردگارا ما را از ميان بنى اسرائيل بيرون كن » ، خداوند دعايشان را مستجاب كرد و راهى از زير زمين برايشان باز كرد ، نيك مردان يهود وارد آن نقب شدند ، خداوند در آن نقب نهرى جارى ساخت كه همه جا با ايشان در جريان بود ، و چراغى از نور براى - شان قرار داد كه همه جا پيش پايشان را روشن مىكرد ، نيك مردان يهود يك سال و نيم در اين نقب راه پيمودند تا از بيت المقدس به سرزمين فعلى خود در چين رسيدند ، خداوند ايشان را از زير زمين بيرون آورد و در سرزمينى منزل داد كه پرندگان و چارپايان و درندگان با هم زندگى مىكنند ، سرزمينى كه در آنجا گناه و نافرمانى نيست ، و رسول خدا
هامش
( 1 ) مجمع البيان ج 4 ص 489