و كسانى كه آيات ما را تكذيب كرده بودند غرق كرديم ، چه آنان گروهى كوردل بودند ( 64 )
.
بيان آيات
اين آيات با ذكر داستان نوح ( ع ) و اينكه چگونه مردم را به توحيد و ترك شرك دعوت مىنمود ، و قومش او را انكار نموده ، بر شرك خود اصرار مىورزيدند و اينكه چگونه خداوند طوفان را بر ايشان مسلط نمود و همه را تا به آخر هلاك ساخت و نوح و گروندگان به وى را نجات داد ، تعقيب و دنباله آيات قبلى است كه آن نيز راجع به دعوت به توحيد و نهى از شرك به خداى سبحان و تكذيب آيات او بود ، و به منظور تكميل همين بيان ، داستان عده ديگرى از انبياء از قبيل هود ، صالح ، شعيب ، لوط و موسى ( ع ) را نيز ذكر مىفرمايد .
* ( « لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِه . . . » ) *
نخست داستان نوح را ذكر فرموده ، چون نوح ( ع ) اولين پيغمبرى است كه تفصيل نهضت او در قرآن ذكر شده ، و به زودى در تفسير سوره هود تفصيل داستان آن جناب خواهد آمد - ان شاء اللَّه - .
لام در كلمه « لقد » براى قسم است ، و به منظور تاكيد مطلب آورده شده ، چون روى سخن با مشركين بوده كه منكر نبوت هستند .
* ( « فَقالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّه ما لَكُمْ مِنْ إِله غَيْرُه » ) * - نوح ( ع ) بخاطر اينكه به مردم بفهماند كه او خيرخواه آنان است و مىخواهد مراتب دلسوزى خود را نسبت به آنان برساند مىگويد : * ( « يا قَوْمِ ) * : اى قوم من » ، آن گاه اولين پيشنهادى كه به آنان مىكند اين است كه بياييد به دين توحيد بگراييد ، سپس با جمله * ( « إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ » ) * آنان را انذار نموده ، تهديد مىكند . و چون مقصودش از اين عذاب ، عذاب روز قيامت است ، پس در حقيقت در اين دو جمله دو تا از اصول دين را كه همان توحيد و معاد است به آنان گوشزد نموده ، بعدا در جمله * ( « يا قَوْمِ لَيْسَ بِي ضَلالَةٌ وَلكِنِّي رَسُولٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ » ) * به اصل سوم از اصول دين يعنى مساله نبوت اشاره مىنمايد . علاوه بر اينكه در همان دعوت به دو اصل اولى نيز اشاره به مساله نبوت هست ، براى اينكه دعوت به يك نوع عبادت ، انذار از يك نوع عذابى است كه قومش هيچگونه اطلاعى از آن نداشتهاند ، و معلوم است كه دارنده چنين دعوتهايى جز پيغمبرى نمىتواند باشد .
از جمله * ( « أوَ عَجِبْتُمْ أَنْ جاءَكُمْ ذِكْرٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَلى رَجُلٍ مِنْكُمْ لِيُنْذِرَكُمْ » ) * هم بر