تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روح البيان — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
وَلا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ
تعليل للامر بالصفح وحث على الامتثال وتنبيه على أن العفو عن الكافر الخائن احسان فضلا عن العفو عن غيره : قال السعدي
عدو را بالطاف كردن به بند * كه نتوان بريدن بتيغ وكمند
چو دشمن كرم بيند ولطف وجود * نيايد دگر خبث ازو در وجود
وگر خواجة با دشمنان نيك خوست * بسى بر نيايد كه كردند دوست
وكان عليه السلام محسنا له مكارم اخلاق يضيق نطاق بيان الواصفين عنها : ومن حكايات المولوي قدس اللّه سره في المثنوى
كافران مهمان پيغمبر شدند * وقت شام ايشان بمسجد آمدند
گفت اى ياران من قسمت كنيد * كه شما پر از من وخوى منيد
هر يكى يارى يكى مهمان گزيد * در ميان يك زفت بود وبي نديد
جسم ضخمى داشت كس أو را نبرد * ماند در مسجد چو اندر جامه درد
مصطفى بردش چو واماند از همه * هفت بز شيرده بر در رمه
كه مقيم خانه بودندى بزان * بهر دوشيدن براي وقت خوان
نان وآش وشير آن هر هفت بز * خورد آن بوقحط عوج ابن غز
جمله أهل بيت خشم آلو شدند * كه همه در شير بز طامع شدند
معده طبلى خوار همچون طبل كرد * قسم هجده آدمي تنها بخورد
وقت خفتن رفت ودر حجره نشست * پس كنيزك از غضب در را ببست
از برون زنجير در را درفكند * كه ازو بد خشمگين ودردمند
كبر را از نيم شب تا صبحدم * چون تقاضا آمد ودرد شكم
از فراش خويش سويى در شتافت * دست بر در چو نهاد أو بسته يافت
در گشادن حيله كرد آن حيله ساز * نوع نوع وخود نشد آن بند باز
شد تقاضا بر تقاضا خانه تنگ * ماند أو حيران وبي درمان ودنگ
حيله كرد وأو بخواب اندر خزيد * خويشتن در خواب ودر ويرانه ديد
زانكه ويرانه بد اندر خاطرش * شد بخواب اندر همانجا منظرش
خويش در ويرانهء خالى چو ديد * أو چنان محتاج واندر دم بريد
گشت بيدار وبديد آن جامه خواب * بر حدث ديوانه شد از اضطراب
گفت خوابم بدتر از بيداريم * كه خورم آن سو واين سو مىريم
بانگ مىزد وا ثبورا وا ثبور * همچنانكه كافر اندر قعر گور
منتظر كه كي شود اين شب بسر * يا برآيد در گشادن بانگ در
تا گريزد أو چو تيرى از كمان * تا نبيند هيچكس أو را چنان
مصطفى صبح آمد ودر را گشاد * صبح آن گمراه را أو راه داد
جامه خواب پر حدث را يك فضول * قاصدان آورد در پيش رسول