فرمود : * ( « وَمِنَ الإِبِلِ اثْنَيْنِ » ) * مقصود از اين دو جفت بخاتى و عراب « 1 » است اين چارپايان را خداوند حلال كرده « 2 » .
مؤلف : در كتاب كافى « 3 » و كتاب اختصاص « 4 » و تفسير عياشى « 5 » نيز روايتى از داوود رقى و صفوان جمال از امام صادق ( ع ) نقل شده كه روايت فوق را تاييد مىكند ، چيزى كه در اينجا باقى مىماند اين است كه آيا زوجى كه در آيه * ( « ثَمانِيَةَ أَزْواجٍ مِنَ الضَّأْنِ اثْنَيْنِ » ) * است به معناى همان زوجى است كه در آيه « وَأَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ الأَنْعامِ ثَمانِيَةَ أَزْواجٍ » مىباشد هم چنان كه از روايت عياشى و قمى استفاده مىشد ؟ و يا آنكه هر كدام معناى على حده اى دارد ، بحث از اين جهت به زودى خواهد آمد - ان شاء اللَّه تعالى - .
و در تفسير عياشى از حريز از امام صادق ( ع ) روايت شده كه شخصى از آن جناب از مرغهاى وحشى و گوشتخوار سؤال كرد و در سؤال از خارپشت ، وطواط ( خفاش ) ، درازگوش ، قاطر و اسب نيز اسم برد ، حضرت فرمود : غير از آنچه كه خداوند در قرآن حرام فرموده هيچ حيوان ديگرى حرام نيست و اگر رسول خدا ( ص ) در روز جنگ خيبر از خوردن گوشت درازگوش نهى فرمود از اين جهت نبود كه گوشت درازگوش حرام است ، بلكه غرض آن حضرت اين بود كه اگر در ميان مردم خوردن گوشت اين حيوان متداول شود بيم اين مىرود كه نسل اين حيوان منقرض گردد و گر نه حرام همان است كه در آيه * ( « قُلْ لا أَجِدُ فِي ما أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً عَلى طاعِمٍ يَطْعَمُه إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّه رِجْسٌ أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّه بِه » ) * اسم برده شده است « 6 » .
مؤلف : در اين باره اخبار ديگرى از امام باقر و امام صادق ( ع ) نيز روايت شده ، و در پاره اى از آنها دارد : حرام همان است كه خداوند در كتاب خود تحريم نموده و ليكن چون عرب قبل از اسلام گوشت بسيارى از حيوانات ديگر را نيز نمىخوردند ما آل محمد هم آنها را نمىخوريم . و در اينكه آن حيوانات كدامند روايات زيادى وارد شده ، و در بعضى از
هامش
( 1 ) عرب شترانى كه از نژاد شتران خراسانى بوده باشند « بختى » گويند و « بخاتى » جمع بخت است و شترانى را كه از اين نژاد نباشند « عراب » مىخوانند .
( 2 ) تفسير قمى ج 1 ص 219
( 3 ) كافى ج 4 ص 462 ح 17
( 4 ) اختصاص شيخ مفيد ص 54
( 5 ) تفسير عياشى ج 1 ص 381 ح 116 - 117
( 6 ) تفسير عياشى ج 1 ص 382 ح 118