تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
اينكه وقتى اسحاق به دنيا آمد اسماعيل ( ع ) كودكى هفت ساله بود » « 1 » . و همچنين از آيات قرآن كريم به خوبى استفاده مىشود كه ذبيح ابراهيم ( ع ) ، فرزندش اسماعيل بوده نه اسحاق ، براى اينكه بعد از ذكر داستان شكستن بتها ، و در آتش افكندن ابراهيم ( ع ) و بيرون آمدنش به سلامت ، مىفرمايد : « فَأَرادُوا بِه كَيْداً فَجَعَلْناهُمُ الأَسْفَلِينَ ، وَقالَ إِنِّي ذاهِبٌ إِلى رَبِّي سَيَهْدِينِ ، رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ ، فَبَشَّرْناه بِغُلامٍ حَلِيمٍ ، فَلَمَّا بَلَغَ مَعَه السَّعْيَ قالَ يا بُنَيَّ إِنِّي أَرى فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ ما ذا تَرى قالَ يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّه مِنَ الصَّابِرِينَ ، فَلَمَّا أَسْلَما وَتَلَّه لِلْجَبِينِ ، وَنادَيْناه أَنْ يا إِبْراهِيمُ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ، إِنَّ هذا لَهُوَ الْبَلاءُ الْمُبِينُ ، وَفَدَيْناه بِذِبْحٍ عَظِيمٍ وَتَرَكْنا عَلَيْه فِي الآخِرِينَ سَلامٌ عَلى إِبْراهِيمَ ، كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ، إِنَّه مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ ، وَبَشَّرْناه بِإِسْحاقَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ وَبارَكْنا عَلَيْه وَعَلى إِسْحاقَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِهِما مُحْسِنٌ وَظالِمٌ لِنَفْسِه مُبِينٌ » « 2 » . اگر كسى در اين آيات دقت كند چاره اى جز اين نخواهد ديد كه اعتراف كند به اينكه ذبيح همان كسى است كه خداوند ابراهيم ( ع ) را در جمله « فَبَشَّرْناه بِغُلامٍ حَلِيمٍ » به ولادت او بشارت داده . و جمله « وَبَشَّرْناه بِإِسْحاقَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ » بشارت ديگرى است غير آن بشارت اول ، و مساله ذبح و قربانى در ذيل بشارت اولى ذكر شده . و خلاصه ، قرآن كريم پس از نقل قربانى كردن ابراهيم ( ع ) فرزند را ، مجددا بشارت به ولادت اسحاق را حكايت مىكند و اين خود نظير تصريح است به اينكه قربانى ابراهيم ( ع ) اسماعيل
هامش
( 1 ) انجيل برنابا ، فصل 44 ، آيه 11 و 12 ( 2 ) خواستند تا در حق او نيرنگى كنند و ما آنان را پست قرار داديم ، و گفت : من بسوى پروردگارم روانم كه او مرا هدايت خواهد كرد ، خدايا مرا فرزند صالحى كه از بندگان شايسته تو باشد ، عطا فرما ، ما او را به پسرى بردبار بشارت داديم و چون به حد راه پيمودن با وى رسيد گفت اى پسرك من ، در خواب ديدم كه ترا ذبح مىكنم ، در اين واقعه تو را چه نظرى است ؟ گفت : اى پدر ! آنچه را فرمانت داده‌اند عمل كن كه اگر خدا خواهد مرا از صابران خواهى يافت ، و چون تسليم شدند و او را براى كشتن به روى در افكند ، و وى را ندا داديم كه اى ابراهيم ! تو ماموريت عالم رؤيا را انجام دادى و ما نيكوكاران را چنين پاداش مىدهيم ، كه اين امتحانى بود آشكار ، و او را به ذبيحه اى بزرگ فدا داديم و براى او اين سخن را ميان آيندگان بجاى گذاشتيم ، درود بر ابراهيم باد ، نيكوكاران را چنين پاداش مىدهيم ، او از بندگان مؤمن ما بود ، و او را به اسحاق ، كه پيغمبرى از شايستگان بود نويد داديم ، و او و اسحاق را بركت داديم و از نژادشان برخى صالح و نيكوكار و برخى دانسته به نفس خود ستمكار شدند . سوره صافات آيات 98 - 113