او سيلى بزند و . . .
اين وضع اجزاى يك انسان است كه مىبينم دست به دست هم داده و در اجتماع سير مىكنند و همه به يك سو در حركتند ، افراد يك جامعه نيز همين حال را دارند ، يعنى اگر تفكرشان تفكر اجتماعى باشد ، خير و شر ، فساد و صلاح ، تقوا و فجور ، نيكى كردن و بدى كردن و . . . يك يك آنها در خير و شر مجتمعشان تاثير مىگذارد ، يعنى اگر جامعه صالح شد آنان نيز صالح گشته و اگر فاسد شد ، فاسد مىگردند ، اگر جامعه با تقوا شد آنان نيز با تقوا مىشوند و اگر فاجر شد فاجر مىگردند و . . . براى اينكه وقتى افراد ، اجتماعى فكر كردند ، جامعه داراى شخصيتى واحد مىگردد .
قرآن كريم هم در داوريهايش نسبت به امتها و اقوامى كه تعصب مذهبى و يا قومى وادارشان كرد به اينكه اجتماعى فكر كنند ، همين شيوه را طى كرده ، وقتى روى سخن با اين گونه اقوام مثلا با يهود يا عرب و يا امتهايى نظير آن دو دارد ، حاضرين را به جرم نياكان و گذشتگانشان مؤاخذه مىكند و مورد عتاب و توبيخ قرار مىدهد ، با اينكه جرم را حاضرين مرتكب نشدهاند ، و آنها كه مرتكب شدهاند قرنها قبل مرده و منقرض گشتهاند و اين گونه داورى ، در بين اقوامى كه اجتماعى تفكر مىكنند ، داورى صحيحى است و در قرآن كريم از اين قبيل داوريها بسيار است و در آياتى بسيار زياد ديده مىشود كه در اينجا احتياجى به نقل آنها نيست .
بله مقتضاى رعايت انصاف اين است كه از ميان فلان قوم كه مورد عتاب واقع شدهاند ، افرادى كه صالح بودهاند استثنا شوند و حق افراد صالح پايمال نگردد ، زيرا اگر چه اين گونه افراد در ميان آن گونه اجتماعات زندگى كردهاند ، و ليكن دلهايشان با آنان نبوده و افكارشان به رنگ افكار فاسد آنان در نيامده و خلاصه فساد و بيمارى جامعه در آنان سرايت نكرده بود و اين گونه افراد انگشت شمار در آن گونه جوامع مثل عضو زايدى بودهاند كه در هيكل آن جامعه روئيده باشند ، و قرآن كريم همين انصاف را نيز رعايت كرده ، در آياتى كه اقوامى را مورد عتاب و سرزنش قرار مىدهد افراد صالح و ابرار را استثنا مىكند .
و از آنچه گفته شد روشن گرديد كه در داورى نسبت به جوامع متمدن ، معيار صلاح و فساد را نبايد افراد آن جامعه قرار داد و نبايد افراد آن جامعه را با افراد جامعه هاى ديگر سنجيد ، اگر ديديم كه مثلا مردم فلان كشور غربى در بين خود چنين و چنانند ، رفتارى مؤدبانه دارند ، به يكديگر دروغ نمىگويند ، و مردم فلان كشور شرقى و اسلامى اينطور نيستند ، نمىتوانيم بگوئيم پس بطور كلى جوامع غربى از شرقيها بهترند ، بلكه بايد شخصيت اجتماعى آنان را و رفتارشان
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 167
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٦٧