برخى آراء فلسفي - كلامي
پيش از اين نيز بيان شد كه غياث الدّين منصور را به سبب تبحّر وى در علم كلام وفلسفه ، امام الحكمة وسلطان الحكماء لقب دادهاند . اندك توجهى به شمار نگارشهاى وى در علوم متعدد ، به اين نتيجة مىانجامد كه تأليفات وى در علم فلسفه وكلام بيش از ساير علوم ديگر است . واين خود دلالت بر توجّه وتخصص ويژه وى در اين علم دارد .
وى در رسالهء اخلاق منصورى ( 31 پ ) در تعريف علم كلام آورده است :
چون كلام را از براي بيان ايمان وتبيين وتعيين اعتقادهاى دانستنى تدوين كردهاند ، مقصود از آن معرفت ذات وصفات حق است به قدر طاعت بشرى ودانستن كيفيّت صدور كائنات وحوادث ممكنات است از أو ( عزّت أسماؤه وتعالى كبريائه ) .
همچنين در تعريف فلسفه ، قول قدماي حكما را پذيرفته وآن را به معنى التشبّه بالإله بقدر الامكان تقرير كرده ومجرد علم به أحوال موجودات را حكمت نمىداند . زيرا معتقد است در صورت أخير ، نفس عمل ، خارج از حكمت فرض شده است واين معنا مغاير أحاديث نبوي است . چنانكه پيامبر عظيم الشأن صلّى اللّه عليه وآله از علم بىعمل به خدا پناه برده مىفرمايد : اللّهم انّى أعوذ بك من علم لا ينفع .
ليكن در برخى مسائل فلسفي با نظر قدماي فلاسفه مخالفت كرده است چنانكه در آغاز رسالهء مرآة الحقائق ومجلّى الدقائق مىنويسد :
در سى مسألهء فلسفي با ديگران خلاف كردم وبه همگان رسيد . برخى سخنانم را پسنديدند ودستهاى نپذيرفتند . . . . از جمله اينكه :
- جهان مثال است ويادآورى بخششى است از خداى ، نه نگهداشت صورت در نيروى جرمي به گفتهء مشائيان ونه انتقاش آن در سطح آسمان به گفتهء اشراقيان .
- صورتهاى عقلي هستى جدائى دارند چنانكه در معارف منصورى روشن ساختم وآتش اهليجى است وشهابهاى دخانى نيستند .
- هر نفس مجرد است .
- جنبشهاى آسمان جبري مىباشد .
- مقولهها نه چنانند كه مشائيان ده واشراقيان پنج ( جوهر ، كم ، كيف ، حركت ، نسبت ) ودستهاى چهار ( جوهر ، كم ، كيف ، ونسبت ) دانستهاند . بلكه برخى ماهيت وانيّت آنها پيداست .
برخى انيّت روشنى دارند ( أجناس اجزاء جسم ) وبرخى ماهيت آشكارى دارند ( ديگر مقولات ) .
- مجرد ومادّى ، هيولى وصورت ذاتي مشترك ندارند وگوهر ذاتي فردهاى خود نيست وهر مجردي قديم وأزلي است .