مىتواند اين احتمال را نيز قوت بخشد كه آية اشاراتى به كمالخواهى وكماليابى در علوم وكردار نيز دارد .
توجه !
هدف ازاين همه تطويل در نگارش ، آن است كه فهم خويش را از تفسير اين آية گزارش كنم كه فرمود : « ما انسان را از نطفه آفريديم . » بىترديد مقدّم آوردن اسم به همراه حرف تأكيد « انّ » گزارشگر حصر است ، زيرا وهم مىپندارد كه تصوير مستند به « قوهء مصوّره » است وحال آنكه فطرت سليم اذعان دارد كه قوهء مصوّره را بسيط باشد يا مركب ، توان ايجاد چنين تصويرى شگفتآور ، زيبا وبديع نيست . زيرا نهاد وآفرينش گرانبهاى انساني ، به گونهاى است كه بر هريك از اجزائش ، منافعى چند مترتب باشد ، همانطور كه علماى كالبدشكاف در شرح منافع أعضاء ، توضيح دادهاند . وفلاسفه نيز بر ( بالغ از ) پنج هزار منفعت اشاره داشتهاند ومعتقدند حق اين است كه منافع ناشناخته به مراتب بيشتر از شناخته شده است .
« جالينوس » پزشك در انتهاى كتاب بزرگى كه در شرح منافع أعضاء ، بعد از تشريح آنها ، تأليف كرده ، مىنويسد : « من بعد از آنكه اين منافع را شناختم ، متوجه شدم كه خلقت انسان واعضايش اتفاقي نبوده است ، بلكه تنها فعل حكيمى است دانا وتوانا » .
« غزالى » نيز افعال قوهء مصوره وبلكه افعال همهء قوا را به ملائكة منسوب داشته است .
از اين آية وآيات ديگر ردّ اين انديشهها را درمىيابيم . هركس در تأكيد وحصرى كه در آية آمده ، انديشه كند ، دريابد كه انسان در علم وعرفان ، بسيار فراتر از ملك است ومتوجه مىشود كه اينهمه ، تنها فعل كردگار ونقاش كل هستى است وآفريدگارى قادر وحكيم مقدّر آن است .
بدين لحاظ من معتقدم نه تنها اتقان فعل ، بيانگر از علم فاعل است ، همچنان كه متكلمين نيز بدان اذعان داشته وآن را دليل علم الهى آوردهاند ، بلكه يك فرهيختهء خردمند مىتواند از طريق اتقان شئ مصنوع ، به فزونى دانش ، توانمندى وكارآيى علم صانع وبلكه صفات بسيار ديگر نيز پى برد .
متكلمين در نحوهء استدلال به اتقان عالم در اثبات علم الهى ، با اين شبهه روبهرو بودند كه به چه دليل جهان ، فعل ممكن الوجودي عالم نباشد ؟ به عبارت ديگر اتقان عالم
تحفة الفتى في تفسير سورة هل أتى — صفحة 122
مساهمون: غياث الدين منصور دشتكي شيرازي
ص١٢٢