ونيز مىتوان چنين استنباط كرد كه اين قوا را عاملي است كه در آن تصرّف نمايد وآن نفس ناطقه ، موسوم به روح الهى است .
اين نفس علاوة بر آنچه ذكر شد ، دو قوه نيز در ذات خود دارد . ( عمليه ونظريه ) .
قواى نظري : آنچنانكه مشهور است چهار گونه مىباشند :
1 . عقل هيولايى : حالت استعداد محض است وبه چراغدان شبيه است .
2 . عقل بالملكة : زماني است كه نفس ( با دريافت معقولات نخستين آماده است كه ) معقولات دوم را تحصيل نمايد .
3 . عقل بالفعل : استعداد حاضر كردن معقولات دوّم ( نظريات ) پس از حصول آن است . وشبيه به چراغ است .
4 . عقل مستفاد : زماني است كه نفس به مشاهدهء نظريات مىپردازند ( ومىداند كه بالفعل آنها را دريافته است ) وآن شبيه نور است وكمال نهايى تنها پس از استكمال آن ، خواهد آمد . اين عقل ، فرمانده كل است وقواى پيشين سپاهيان اويند .
تبصره :
شيخ الرئيس ( أبو على سينا ) آيهء نور « 1 » را براساس فهم خويش تفسير نموده است . اين تفسير از جهتي زيباست واز جهتي ناتمام . وى عقل هيولايى را كه اولين مرتبه از مراتب نفس در قوهء نظري است به مشكاة ( چراغدان ) تشبيه نموده ، گويى همچون تاريكخانهاى است كه مىتواند جايگاه پرتوآفرينى افروخته باشد . وعقل بالملكة را كه دومين مرتبه ومحل ضروريات است به زجاجه ( آبگينه ) . وسومين مرتبه يعنى عقل بالفعل را كه جايگاه أنوار علمي است به مصباح ( چراغى نورافكن ) تشبيه نموده است وچون نفس نور است وعلم نوري ديگر ، لذا علم در درون نفس
« نُورٌ عَلى نُورٍ »
گردد . آنگاه « شجرة زيتونة » را عبارت از انديشه و « زيت » را همان حدس قلمداد نموده است .
صاحب محاكمات در توجيه اين سخن مىگويد : « شجرة زيتونة » يك شئ واحد است ولى تحول ودگرگونيها دارد . ابتدأ يك درخت است ويك انديشه ، حاصل آن درخت روغن است وانديشه زايندهء حدس وسرانجام قوهاى آسمانى است . اينهمه
هامش
( 1 ) . ( نور : 35 )اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ ، مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ . . ..