لزوما اثباتگر علم واجب تعالى نخواهد بود .
اين شبهه اگرچه در بيان متكلمين بىپاسخ مانده است ، ليكن اگر در آنچه من تقرير نمودهام ، انديشه كنيد پاسخ صحيح را مىيابيد .
توضيح بيشتر اين است كه خداى متعال چهرهء انسان را با اين بنيه وساختار براي منافعى بيرون از شمار به تصوير كشيده است . لذا بنا بر تأييد عقل وشهادت نقل ، پيوستگى وهمآغوشى أعضاء ومنافع آنها ، دالّ بر آنند كه همه ، فعل فاعلى است يگانه .
بدين ترتيب همهء أموري كه متناسب يكديگرند وبه نوعي همبستگى سودمند دارند ، تنها مىتواند فعل يك فاعل باشد وسرانجام به اين نتيجة مىانجامد كه : معبود يگانه است وهرچه غير اوست ، فعل اوست ، همانطور كه گذشت . فاعل اين افعال وسازندهء آن وتصويرگر آسمان وزمين وتدبيرگر آنچه در آنهاست ، دانايى است بينا ومريدى است پرتوان وآگاه »
پس ، از اتقان عالم مىتوان دريافت كه حق تعالى ، عالم ، بصير ، مريد ، قدير وخبير است وهرچه غير از اين باشد ، مخلوق وآفريدهء اوست .
هركه بيند جان من داند كه اينها كار كيست * [ من نمىگويم تو كردى چاكها در جان من ]
تبصرهء 1 :
هركس قوهء مصوره را تصور كند . فاعل آن را نيز تصوّر خواهد كرد وبدينسان درخواهد يافت كه اين صورت را نمىتوان به وسيلهء صورتهاى ذهني تصوّرشده تصوير نمود .
بزرگان أهل حديث از اخبار رسول أكرم ( ص ) روايت آوردهاند كه : « خداى تعالى ، آدم را به دست خويش آفريد » اين روايات در عدد فراوانند ودر معنى مستفيض .
تذكرة :
مشهور است كه جمهور علماء ، هر حادثى را مركب از پنج مبدأ مىشناسند : عدم ، فاعل ، غايت ، صورت ومادة .
با اندكى ذكاوت به وضوح درمىيابيم كه چگونه مىتوان اين مبادى پنجگانه را از اين آيات استخراج نمود . اين فرمودهء حق :
هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ
يادآور