را نهاد وآنها را با آوندهايى كه از يك سوى استخوان رويانده وبه سمت ديگر جوش خورده به يكديگر متصل ساخت . سپس در يك سوى استخوان ، زائدهاى بيرونى ودر سوى ديگرش ، فرورفتگىهايى همشكل آن آفريد تا برآمدگىها را در خود جاى دهد .
وبنگر چگونه سر را با وجود شكل كروىاش ، متشكل از 55 استخوان آفريد ، كه اشكالى مختلف دارند وبا يكديگر چنان پيوند خوردهاند كه اين كره ، گرد بماند . كاسهء سر را تركيبي از شش استخوان آفريد ، فك بالا را مركب از 14 استخوان ودر فك پايين 12 استخوان وبقيه را در دندانها جاى داد .
گردن را نيز همچون سر ، مركّب ساخت ، تركيبي از 7 مهره كه بر يكديگر منطبق شوند . كمر ( پشت ) را متشكل از 24 مهره واستخوان لگن را شامل سه بخش مختلف ساخت . آنگاه استخوانهاى كمر را به استخوانهاى سينه واستخوانهاى كتف وديگر جاها متصل كرد ، تا آنجا كه مجموع استخوانهاى بدن انسان 248 قطعه باشد ، البتة بهجز استخوانهايى كه به « سمسمانى » شهرت دارند وفضاى خالى ميان مفاصل را پر كردهاند .
ونيز دقت كن كه چگونه خداى تعالى ، عضلات را به عنوان ابزار حركت استخوانها خلق نمود . در بدن 520 عضله قرار داد ، هريك را در اندازهاى معين وجايگاهى ويژه ، به گونهاى كه كمتر تغييرى در آن ، مصالح كل بدن را به خطر مىافكند . وهمچنان است :
اعصاب ، رگها ، شريانها وپىها .
توجه كن كه چگونه كمر را ستون وپايهء بدن ، وشكم را حاوي دستگاه گوارش ، وسر را محل اجتماع حواسّ ( مركز فرماندهى ) قرار داد .
چشم را گشوده ولايهلايهاش ساخت ، ساختارش را زيبا ودلكش ورنگش را مرغوب ودلربا ساخت وبه طرزى محبوب آفريد تا آنجا كه در حجمى تنها به وسعت يك عدس ، تصوير آسمانها ، با همهء فراخىاش ، منعكس گردد وپلكها را مدافع آن ساخت تا چشم را بپوشانند وحفاظتش كنند .
در دو گوش نيز ، آبى تلخ نهاد تا حشرات را از آن دور سازد وبا دو صدف احاطهاش نمود تا صدا را جمع كرده به پردهء صماخ برساند وجنبش حشرات ريز را حس كند .
پيچوخمهايى درونش نهاد تا مسير طولانى باشد وحشرات به سرعت به پردهء گوش نرسند .
ونيز بيني را در ميانهء صورت نهاد ودر قسمت انتهائيش ، بويايى را به وديعه گذاشت
تحفة الفتى في تفسير سورة هل أتى — صفحة 117
مساهمون: غياث الدين منصور دشتكي شيرازي
ص١١٧