مقام خود سوگند . اين بنده يك لحظه هم اميد خير و حسن ظن به من نداشت و اگر يك لحظه حسن ظن و اميد بلطف من داشت من او را به آتش نميترساندم در عين حال همين دروغ و ادعايش را بپذيريد و او را بهشت داخل كنيد . سپس عالم ( موسى بن جعفر ) عليه السّلام فرمود : خداوند ميفرمايد : عملكنندگان نبايد براى رسيدن بپاداش اخروى باعمال خود اتكاء و اعتماد نمايند . چون هر چه كوشش كنند و به خود رنج دهند و عمر خود را در طاعت و عبادت بسر برند حق عبادت را انجام نداده و آن كرامت و پاداشى را كه انتظار دارند ذى حق نميشوند ولى فقط بايد اعتماد برحمت من داشته و اميد بفضل و عنايت من داشته باشند و بحسن ظن و اميدوارى صحيح اتكاء نمايند كه در اين صورت رحمت من شامل آنها شده و بنعمت من ميرسند و رضايت و خشنودى و مغفرت من آنان را فرا ميگيرد كه من خداوند رحمان و رحيم و به اين اسماء ناميده شدهام و از عالم عليه السّلام حديث ميكنم كه موسى بن عمران عليه السّلام بفرمان الهى دو نفر از بنى اسرائيل را زندانى كرد و پس از مدتى بدستور خداوند آنها را آزاد ساخت و ديد يكى از آنها وضع و حالش پريشان و به كلى دگرگون و آشفته حال شده سؤال كرد چرا چنينشدهاى و چه عاملى در وضع تو اثر گذاشته گفت خوف و ترس از خدا . ديگرى را ديد كه كوچكترين تغييرى در او راه نيافته و آشفتگى خاطر و پريشانى حالتى بدست نيامده . پرسيد كه تو و رفيقت در يك وضع برابر و از هر جهت متساوى بوديد وضع و حال او دگرگون و آشفته است ولى در وضع تو تغييرى رخ نداده آن مرد گفت من داراى حسن ظن و گمان نيك و خوبى نسبت به خدا داشتم و لذا هيچ گونه حالتى براى من اثر سوء ندارد . موسى بن عمران عليه السّلام عرضه داشت : پروردگارا حالت و گفتار اين دو بنده خود را ديدى و شنيدى . كدام يك از اينها بهتر و برتر است ؟ خطاب رسيد آنكه داراى حسن ظن است .
و از عالم عليه السّلام روايت ميكنم كه خداوند متعال بموسى بن عمران عليه السّلام فرمان داد كه به بنى اسرائيل بگو : كه من در كنار بينش و گمان شما هستم . حال هر كس هر نحوه گمانى كه ميخواهد داشته باشد ، باشد . خوب باشد لطف و كرم و خوبى خواهد ديد بد باشد بدى و حديث ميكنم . هر كس خوف از خدا داشته باشد به دنيا بىاعتناء خواهد شد و اين حديث بما رسيد از خداى خود بترس طورى كه او را مىبينى كه اگر تو او را نميبينى او تو را مىبيند و اگر خيال كنى كه او تو را نميبيند كافرشدهاى و اگر ايمان دارى كه او تو را مىبيند در عين حال بهنگام گناه خود را از مردم مستور و پنهان ميدارى ولى در حضور خدا دست بگناه ميزنى پس لا بد او را از بىارزشترين بينندگان ميدانى .
و روايت ميكنيم و يا بما حديث شده . هر كس به چيزى اميد داشته باشد او را دنبال
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى) — صفحة 399
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٩٩