بدون ورع ) .
2 - كافى از محمد بن يحيى . . . از حديد بن حكيم كه گويد شنيدم از حضرت صادق عليه السّلام كه ميفرمود تقوى داشته و از خدا بترسيد و بوسيله ورع و پرهيزگارى دين خود را از خطر آفت و سستى و زوال حفظ نمائيد .
بيان از اين حديث استفاده مىشود كه ترك ورع و پرهيز نكردن از حرام موجب مىشود كه ايمان انسان و اعتقادات دينى در معرض تباهى و زوال قرار گيرد چون انجام واجبات و ترك محرمات است كه همانند قلعه محكم و استوار ايمان را از دست برد شيطان مصون ميدارد .
3 - كافى از ابى على اشعرى . . . يزيد بن خليفه گفت كه امام صادق عليه السّلام ما را موعظه نمود
فامر و زهّد
امر نمود و بزهد و پارسائى ترغيب كرد سپس فرمود بر شما باد بپرهيزگارى و ورع كه فقط از طريق پرهيزگارى است كه مىشود به آنچه نزد خدا است رسيد ( بپاداش و رضوان خدا ) .
بيان
فامر
يعنى حضرت بانجام اطاعت و آنچه موجب رسيدن بدرجات و مراتب اخروى است امر نمود
و زهّد
از باب تفعيل يعنى دستور زهد و پارسائى در دنيا و ترك شهوات دنيوى كه مانع از قرب و نزديك شدن به خداوند متعال است جوهرى گويد التزهيد في الشّيء و عن الشّيء به معناى نقطه مقابل ترغيب و تحريص است يعنى وادار بميلى و دل كندن از چيزى .
4 - كافى از عدّه از مشايخ . . . از ابن ابى يعفور كه امام ششم عليه السّلام فرمود كوشش در اطاعت بدون داشتن ورع و پرهيزگارى فائده و سودى ندارد .
5 - كافى از عده از مشايخ . . . از فضيل بن يسار كه حضرت باقر عليه السّلام فرمود : دشوارترين عبادت داشتن ورع و تقوى و پرهيزگارى است .
بيان چون ترك حرام و دست برداشتن از محرمات از انجام طاعت و عبادت دشوارتر است و نفس انسان به سختى از حرام خوددارى مىكند و معروف است كه
افضل الأعمال احمزها
كارى كه دشوار و سختتر باشد با ارزشترين اعمال است .
6 - كافى از محمد بن يحيى . . . ابو الصباح كنانى به حضرت صادق عرض كرد ما چون بشما ارتباط داريم در برخورد با مردم با مشكلات و ناراحتىهائى مواجه ميشويم حضرت فرمود چطور ؟ عرضه داشت مرتب در مذاكراتى كه با مردم داريم ما را توبيخ نموده و به عنوان اعتراض و تحقير ميگويند فلانى جعفرى و خبيث است . حضرت فرمود . مردم شما را بجرم ارتباط با من توبيخ و سرزنش مينمايند ؟ عرض كرد آرى حضرت فرمود به خدا سوگند پيروان جعفر خيلى كم هستند
انّما اصحابى من اشتدّ ورعه و عمل لخالقه و رجا ثوابه هؤلاء
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى) — صفحة 302
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٠٢