تقوى و خدا پسندانه بنيان گذارى نموده بهتر است ؟ يا آن كس مبناى مسير و رفتارش بر كنار پرتگاه سستى كه از درون و داخل تهى و پوچ است پايهگذارى نموده ؟ كه ديرى نپايد ناگهان در دره خطرناك دوزخ سقوط خواهد كرد . و تفسير و توضيح معناى تقوى به اين معنا كه عبارت باشد از اينكه انسان آن چيزهائى را كه مباح و بىاشكال است ترك كند و كنار گذارد كه مبادا بفعل حرام منجر شود ( در لذتهاى مشروع خيلى حريص نباشد مبادا به لذتهاى نامشروع بكشاند ) كه اين در واقع اطاعت است و دائما بدون عارضه نسيان و فراموشى در ياد حق بودن و علم و آگاهى كه جهل و سفاهت در او راه ندارد چنين تفسيرى صحيح است و مردود نيست .
باب 57 در ورع و پرهيزگارى و اجتناب و دورى از امور مشكوك و شبههناك
1 - كافى از على . . . از عمرو بن سعيدى هلال ثقفى كه گويد من به حضرت صادق عليه السّلام عرض كردم . من توفيق شرفيابى خدمت شما را بدست نمىآورم فقط در بعضى از سالها موفق ميتوانم بشوم بنا بر اين يك برنامه ثابت و محكمى به من بدهيد كه طبق آن عمل نمايم .
فرمود توصيه و سفارشى كه دارم اينست كه تقواى الهى و پرهيزگارى و جديت و كوشش را از دست ندهى و قطعا بدان جديت و كوشش فراوان در عبادت و طاعت اگر با ورع و تقوى همراه نباشد سودى ندارد .
( اوصيك بتقوى اللَّه و الورع و الاجتهاد و اعلم انّه لا ينفع اجتهاد لا ورع فيه ) .
بيان مقصود از كلمه تقوى شايد ترك و كنار گذاشتن محرمات باشد و منظور از ورع ترك كارها و امورى كه شبههناك و احتمال حرام بودن ، بلكه ممكن است بعضى از مباحات و حلالها باشد ( چون بعضى از لذتهاى حلال ثبات و استحكام تقوى را متزلزل مينمايد ) و مراد از اجتهاد كوشش فراوان داشتن در عبادت و اطاعت است . و لفظ تقوى از وقى است گفته مىشود وقاه للَّه السّوء يقيه وقاية . يعنى خدا او را از بدى نگاه داشت و اتّقيت اللَّه اتّقاء يعنى خودم را از عذاب خدا و يا از مخالفت فرمان او بازداشته و حفظ نمودم و اسم مصدرش مىشود تقوى و تاء تقوى از واو تبديل شده كه اصلش و قوى است كه در تمام صيغهها و مشتقات واو تبديل بتاء شده است . و در كتاب نهايت چنين گفته ( ملاك الدّين الورع اساس و پايه دين ورع است ) ورع در معناى اصلى و اولى يعنى خوددارى از حرام و دورى نمودن از آن گويند ورع الرّجل يرع در ماضى و مضارع بكسر را ورعا ورعة فهو ورع ( اسم فاعل ) و تورّع من كذا ولى در لسان علم اخلاق و اخبار به معناى خوددارى از كارهاى مناح و حلال هم به كار ميرود لا ينفع يعنى فائده خوب و بهره و سود كامل ندارد ( عبادت