شخص بر عليه اين مؤمن قضاوت كرد و گفت العاقبة للأغنياء در نتيجه دست آن مؤمن بريده شد و برگشت ولى از شعار و گفتار خود دست بر نداشت شيطان گفت باز هم حرفت را تكرار ميكنى ؟ جواب داد آرى حاضرم براى بريدن دست ديگرم و حركت كردند و به اولين شخص براى داورى بر خورد نمودند اتفاقا اين بار هم بر عليه او قضاوت شد و دست ديگرش هم بريده شد ولى در عين حال باز هم از گفتار حق خود دست بر نداشت شيطان گفت حاضر كه قرار محاكمه ما به گردن زدن و كشتن باشد مرد مؤمن آرى آمادهام حركت كردند باولين شخصى كه برخورد كردند پس از شرح جريان اين بار بر عليه آن شيطان و بنفع اين مؤمن قضاوت شده و آن قاضى و داور دستهاى آن مؤمن را وصل كرده و از خدا شفاى او را خواست و دستها سالم و به حالت اوليه برگشت سپس گردن آن پليد زد و او را كشت پس از آن اين چنين پايان نيك براى اهل تقوى مىشود ( البته پس از استقامت و تحمل شدائد بپيروزى و نابودى دشمن ميرسد ) .
37 - محاسن . پدرم از هارون . . . از فرات بن احنف از يكى از اصحاب على عليه السّلام كه فرمود يكى از اولياء و دوستان خدا با يكى از دشمنان حق با هم بگفتگو پرداختند .
ولى خدا گفت الحمد للَّه و العاقبة للمتّقين و آن ديگرى گفت الحمد للَّه و العاقبة للأغنياء و در نقل ديگرى است كه گفت و العاقبة للملوك سعادت و خوشبختى براى ثروتمندان يا براى سلاطين است . دوست خدا گفت با هم قرار كنيم كه اولين شخصى كه بما برخورد مىكند بين ما قضاوت نمايد و چنين شد . اتفاقا اول كسى كه نمايان شد شيطان بود با چهره زيبا و جالب ولى خدا گفت الحمد للَّه و العاقبة للمتّقين و آن ديگر گفت الحمد للَّه و العاقبة للملوك و شيطان بنفع اين شخص و زيان خدا پرست نظر دارد ( تا آخر حديث ) .
38 - محاسن على بن سندى . . . از عبد اللَّه بن محمد كه گفت : بجميل بن درّاج ( يكى از بزرگان حديث ) رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرموده وقتى بزرگ و رئيس طائفه و گروهى نزد شما آمد احترامش كنيد . جميل گفت صحيح است چنين فرموده به او گفتم حسب و نسب چيست ؟ گفت آن كس كه بوسيله مالش و يا از طرق ديگر غير مالى كارهاى خوب انجام دهد . پرسش كردم كرامت و عزت در چيست ؟ پاسخ داد در تقوى و پرهيزگارى .
39 - فقه الرضا روايت ميكنم كه هر كس ميخواهد در نزد مردم عزت داشته باشد بايد در نهان و آشكار از خدا بترسد و تقوى داشته باشد . و از عالم ( موسى بن جعفر « عليه السّلام » ) در تفسير آيه
وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ
حديث ميكنم كه فرمود يعنى از تحير در امور دينى نجاتش ميدهد و در امور زندگى دنيوى از جاهائى كه گمان ندارد روزيش را مىرساند .