9 - مشكاة الانوار از محاسن نقل نمود كه امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : تقوى اصل و اساس ايمان است به حضرت عرض شد كه دنيا را براى ما توصيف كن حضرت چه بگويم براى شما در باره دنيا كه حلالش حساب دقيق و حرامش عذاب دارد اگر شما مرگ و مسير و نزديكى او را ميديديد از آمال و آرزوى خود چشم پوشيده و فريب او را نميخوريد سپس فرمود آنكه تقوى داشته و از خداى خويش آن طور كه سزاوار است بترسد و پرهيز نمايد خداوند به او انس و آرامش بدون انيس و همراه و غناء بينيازى بدون داشتن مال و عزت و احترامى بدون داشتن مقام سلطنت عنايت ميفرمايد و حضرت صادق عليه السّلام فرمود : روز قيامت عروسى و شادمانى مؤمنين است و نيز فرمود گريه ظاهرى اين مردم فريبت ندهد كه همانا تقوى امرى است قلبى و درونى . و فرمود در تفسير آيه شريفه
هُوَ أَهْلُ التَّقْوى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ
. يعنى من اهل و شايسته اينم كه بندهام از من بترسد و تقوى داشته باشد و اگر چنين نشد من اهليت و شايستگى دارم كه او را ببخشم .
روايت شده كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در سال فتح مكه با فضل بن عباس و اسامه بن زيد بدرون خانه كعبه داخل شد سپس بيرون آمده و حلقه در خانه را گرفت و گفت : حمد و سپاس براى خدائى كه با بنده خود ( محمد ) با صدق و راستى عمل نمود و بوعده خود وفا كرد و به تنهائى بر تمام احزاب و گروهها غالب و چيره گشت خداوند بر نخوت و غرور جاهليت و بافتخار و باليدن بپدران را خط بطلان كشيد ، همه شما از آدم و آدم هم از خاك عزيزتر و گرامىتر شما از نظر خدا آن كسى است كه تقوى و پرهيزش بيشتر از همه باشد .
11 - و نيز از مشكاة الانوار از حضرت صادق عليه السّلام نقل شده كه فرمود : علماء و دانشمندان امانتدار خدا و احكام خدا هستند . پرهيزگاران قلعههاى محكم و عملكنندگان سادات و بزرگان قومند ( اهل عمل بدين را بايد بزرگ و محترم شمرد ) .
12 - تفسير عيّاشى ابى بصير گويد از امام ششم عليه السّلام راجع به آيه
اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ
سؤال كردم فرمود : نسخ شده به آيه
فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ
كه بحثش گذشت .
13 - تفسير عيّاشى زيد بن اسامه از حضرت صادق عليه السّلام از تفسير آيه شريفه
إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ
اهل تقوى هنگامى كه مساسى و تماسى از طرف شيطان نسبت بايشان رخ دهد متذكر و متوجه شده و با بصيرت كامل راه را مىبينند سؤال كردم حضرت به اين معنا كه بنده گرايشى بگناه پيدا مىكند ولى فورا متوجه و متذكر خدا شده و آن را رها مىكند و آن گناه را .
14 - تفسير عياشى از على بن ابى حمزه نقل نموده كه گويد از امام ششم عليه السّلام از