است .
و پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : اگر تمام درهاى آسمان و زمين به روى بندهاى بسته شود ولى اين بنده تقوى و پرهيزگارى نمايد قطعا خداوند راه رهائى از آن را فراهم نموده و توسعه و گشايشى براى او قرار ميدهد و معناى تقوى از حضرت صادق عليه السّلام سؤال شد . فرمود تقوى يعنى اين كه خداوند تو را در كنار دستورات و اوامر خود حاضر و آماده ببيند و در موارد نهى و محرمات ترا نبيند .
پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : اصل و اساس دين ورع و تقوى است اگر پرهيزگار باشى عبادت تو از همه با ارزشتر است و بايد اهتمام و توجه بعملى كه توأم با تقوى است بيش از اهتمام باصل و پيكره عمل باشد چون عملى كه توأم با تقوى باشد ارزش خود را از دست نميدهد چطور مىشود آن عملى را كه خدا پذيرفته است اندك و كم ارزش شمرد مگر نه اين است كه خداوند ميفرمايد
إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ
) خدا عمل اهل تقوى را ميپذيرد و در كتب وحى قديم آمده كه عمل نيكى كه همراه با خوردن حرام باشد مانند حمل كردن آب است در غربال .
و از ائمه اطهار عليه السّلام رسيده كه فرمودهاند : كوشش و جديت كنيد و اگر عمل خيرى انجام نميدهيد لا اقل معصيت نكنيد چون مثلا كسى كه ساختن خانهاى را در دست دارد و بخراب كردن آنچه بنا كرده دست نميزند بالاخره اين بناء بالا رفته و تمام و كامل مىشود گر چه آهسته آهسته باشد ولى آن كس كه بناء مىكند و مقدارى كه بالا رفت خرابش مىكند چنين بنائى هرگز بالا نميرود . و محمد بن يعقوب . . . از ابى حمزه شمالى نقل كرده كه گفت خدمت حضرت سجاد بودم مردى شرفياب خدمت حضرت شد و گفت من گرفتار زنان و از گناه زنا كردن چشم نميپوشم ولى براى جبران اين عمل هر وقت مرتكب زنا ميشوم يك روز روزه ميگيرم آيا اين روزه كفاره آن گناه مىشود ؟ حضرت فرمود : هيچ چيز نزد خدا محبوبتر از اين نيست كه اطاعتش شود و معصيت او نشود تو نه زنا كن و نه روزه بگير . پدر بزرگوارش حضرت باقر عليه السّلام او را در آغوش گرفت و ضمنا دست آن مرد را گرفت و فرمود : تو عمل دوزخيان را انجام ميدهى و انتظار و توقع دارى كه ببهشت به روى ؟ ! و از پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله روايت شده كه فرمود : روز قيامت گروههائى مىآيند كه مانند اين كوه بزرگ اعمال نيك دارند ولى در عين حال فرمان ورود بدوزخ در باره آنان صادر مىشود . سؤال شد آيا اين گونه افراد نماز ميخواندند ؟ فرمود اينان نماز ميخواندند روزه ميگرفتند و پاسى از شب را عبادت ميكردند ولى اگر از دنيا چيزى در دستشان قرار ميگرفت با ولع و حرص او را ميگرفتند .