بخشش ملوك هستند براى دريافت ثوابها و نعمتها بر خداى مهربان وارد ميشوند
وَ صَرَّفْنا فِيهِ مِنَ الْوَعِيدِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ
تذكرات و هشدارهائى از عذاب در قرآن ميدهيم باشد كه از معصيت و گناه دورى كرده و تقوى و پرهيزكارى حالت ثابت و ملكه درونى براى آنها شود
أَوْ يُحْدِثُ لَهُمْ ذِكْراً
و يا لا اقل پند و اندرز و عبرتى باشد براى آنان كه پس از شنيدن اين هشدارها از معاصى و گناهان خوددارى نمايند و از جهت اينكه ايجاد اين حالت درونى و ملكه باطنى بايد با مراقبت خود آنان باشد پيدايش تقوى را به خود آنان نسبت داده و پند و اندرز دنبال تذكرات قرآنى پيدا مىشود لذا احداث و ايجاد عبرت را به قرآن نسبت داده
( يُحْدِثُ لَهُمْ )
قرآن مقدس حالت عبرت براى آنان ايجاد نمايد
وَ الْعاقِبَةُ
پايان نيك
لِلتَّقْوى
براى صاحبان تقوى است .
يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ
در كتاب احتجاج است كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود مردم تقوى داشته باشيد تقوى داشته باشيد از قيامت بترسيد كه خداوند فرمود :
إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ
اضطراب و وحشت قيامت بس بزرگ و دهشت بار است و در تفسير است كه اين خطاب هشدارى است همگانى و براى همه مردم .
لَنْ يَنالَ اللَّهَ
مورد رضايت و پذيرش خدا قرار نميگيرد
لُحُومُها
گوشت قربانىها كه صدقه داده مىشود
وَ لا دِماؤُها
و همچنين خونهاى آنها كه ريخته مىشود از نظر اينكه خون و گوشتى است كه ريخته مىشود و يا تصديق مىشود مورد پذيرش حق نيست و اين عمل صرف نظر از تقوى موجب خشنودى خدا نيست
وَ لكِنْ يَنالُهُ التَّقْوى مِنْكُمْ
فقط آن تقواى قلبى كه همراه اين اعمال است و انگيزه انجام اوامر الهى و تعظيم حق است و موجب قرب و نزديكى به او و خالص نمودن عمل از شوائب است موجب رضا و خشنودى خداوند ميگردد .
در تفسير جوامع الجمع مرحوم طبرسى حديثى نقل شده كه در زمان جاهليت و قبل از اسلام مردم در اعمال حج پس از قربانى نمودن خانه كعبه را با خون آن قربانيها آغشته مينمودند ( به خيال آنان اين عمل يك نحو تعظيم و احترام بود ) و اين مردم پس از اسلام همين عمل را مىخواستند ادامه دهند كه اين آيه نازل شد و مسلمين را از اين كار بازداشت . در علل الشرائع از حضرت صادق عليه السّلام نقل شده كه از حضرتش علت و حكمت قربانى را سؤال كردند حضرت فرمود خداى مهربان در اولين قطره خون كه از قربانى به زمين برسد صاحبش را مشمول رحمت و مغفرت خود قرار ميدهد و براى اين جهت كه آن كسى كه واقعا داراى تقوى است و در نهان از خداوند ميترسد و در برابر امرش تسليم محض است معلوم گردد كه فرمود
لَنْ يَنالَ اللَّهَ لُحُومُها
. . . ) سپس فرمود ببينيد كه خداوند چگونه قربانى هابيل را پذيرفت ( چون واقعا داراى تقوى بود و در برابر امر حق تسليم