مشك از فراز آن برميخاست - همراه خود آورده بود . آن را بپيامبر داد ، و گفت :
اى حبيب خدا ! اين ، تربت فرزندت حسين - پسر فاطمه - است . گروهى - كه از رحمت خدا بدورند - در سرزمين كربلا ، او را خواهند كشت .
پيامبر فرمود : اى حبيب من ! جبرئيل ! آيا امّتيكه نازدانهء من ، و نازدانهء دخترم را ميكشند ، رستگار ميشوند ؟
جبرئيل گفت : نه ! ، بلكه خداوند ، ايشانرا باختلاف ، دچار مىكند . و تا آخر روزگار ، دلها و زبانشان . در اختلاف خواهد بود . »
مصدرهاى ديگر ، عبارتند از :
« الفصول المهمه » ابن صباغ ، صفحه 154 .
« الصواعق » ، صفحه 115 و در چاپ ديگر ، صفحه 190 .
« الخصائص الكبرى » ، جلد 2 ، صفحه 125 ، از حاكم و بيهقى .
« كنز العمّال » جلد 6 ، صفحه 223 .
كتبيكه در شرح حال رجال اسانيد اين سوگوارى به آنها مراجعه شده است
« تاريخ بزرگ بخارى » ( جلد 2 ، قسمت 2 ، صفحه 227 ) و ( جلد 3 ، قسمت 1 ، صفحه 326 )
« الجرح و التعديل » ابن ابى حاتم ، ( جلد 2 ، قسمت 1 ، صفحه 329 ) و ( جلد 2 قسمت 2 ، 266 )
« تاريخ بغداد » ، ( جلد 1 ، صفحه 320 ) و ( جلد 2 ، صفحه 3 ، 4 ) و ( جلد 3 ، صفحه 362 تا 364 ، 276 ) ، و ( جلد 4 ، صفحه 381 ) و ( جلد 5 صفحه 77 ) و ( جلد 12 ، صفحه 138 تا 140 ) .
« المنتظم » ، ( جلد 5 ، صفحه 5 ، 78 ) ، و ( جلد 6 ، صفحه 386 ) ، و ( جلد 7 ، صفحه 45 ) ، و ( جلد 8 ، صفحه 314 ) ، و ( جلد 10 ، صفحه 65 ، 98 ) .
« اللباب » ، ( جلد 1 ، صفحه 484 ) ، و ( جلد 2 ، صفحه 256 ) ، و ( جلد 3 ، صفحه 290 )