تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرتنا وسنتنا ، سيرة نبينا وسنته ( راه و روش ما راه و روش پيامبر ( ص ) ما است ) ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
ابن جوزى ، درباره‌اش گفته : « مردى پرحديث ، راستگو و مورد اطمينان بود و با ( احتياط ) و تحقيق ، نقل حديث مينمود . » شرح حالش ، در بسيارى از كتابها ديده مىشود . 15 - ابو الحسن ، ابن الجندى ، احمد بن محمد بن عمران بغدادى ، در سنهء 396 در سنّ نودسالگى ، درگذشته است . « حافظ » در تاريخ بغداد ، شرح حالش را آورده ، و از « عتيقى » - اين جمله را - حكايت مىكند كه گفت : « او متّهم به تشيّع بوده و اصول حسنه‌اى داشته است . » 16 - ابو روق هزانى ، احمد بن محمد بن بكير بصرى . در سال 331 در سن نود و چند سالگى ، درگذشته است . 17 - ابو الفضل ، عبّاس بن فرج رياشى بصرى ، كه در تاريخ 257 در سن هشتاد سالگى ، در بصره ، بدست زنگىها كشته شد . وى ، از رجال ابو داود است . « خطيب » ، « مسلمة بن قاسم » ، « ابن سمعانى » و « ابن عماد » توثيقش كرده‌اند ، و « ابن حبّان ، او را در زمرهء ثقات آورده و گفته است : « وى مردى مستقيم الحديث بود . »

بقيهء مصادر

يكى ديگر از مصادريكه حديث « ام الفضل » در آن ذكر شده ، « مقتل حافظ ، خوارزمى » ( جلد 1 ، صفحه 158 ، 159 ) است ، وى بسند خود ، از حافظ بيهقى ، از حافظ حاكم - صاحب « المستدرك الصحيح » - با سند و عبارت ( حاكم ) ، نقل نموده است . ( خوارزمى ) در صفحه 162 به اين عبارت آورده : « موقعى كه من ( ام الفضل ) ، حسين را نزد رسولخدا بردم ، حضرت ( صلّى اللّه عليه ) او را گرفت و گريه كرد . و مرا از كشته شدن وى ، خبر داد . ( تا آنجا كه ميگويد : ) آنگاه جبرئيل ، با جمعى از ملائكه - در حالى كه پر و بال خود را باز كرده بودند - نازل شدند ، و همه از غم حسين بگريستند ! . و جبرئيل ، مشتى از تربت حسين - كه بوى