تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرتنا وسنتنا ، سيرة نبينا وسنته ( راه و روش ما راه و روش پيامبر ( ص ) ما است ) ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
« ابو الحسين ، على بن عبد الرحمان شيبانى در كوفه ، از احمد بن حازم غفارى ، از خالد بن مخلّد قطوانى ، از موسى بن يعقوب زمعى ، از هاشم بن هاشم بن عتبة بن ابى وقاص ، از عبد اللّه بن وهب بن زمعة ، از امّ سلمة رضى اللّه عنها ، برايم حديث كرد كه : رسولخدا صلى اللّه عليه و آله و سلم ، شبى براى خواب دراز كشيد ، چيزى نگذشت كه بيدار شد ، در حالى كه حائر « 1 » - يعنى حيرت‌زده - به نظر ميرسيد . مجددا دراز كشيد و خوابش برد . بار دوم بيدار شد ، باز هم حيرت‌زده ، بود اما كمتر از بار اول . بار سوم دراز كشيد و بيدار شد در حالى كه به دستش خاك سرخ‌رنگى بود ، و آن را در دست ، ميگردانيد . پرسيدم : اين چه تربتى است ، يا رسول اللّه ! ؟ فرمود : جبرئيل عليه الصلاة و السلام ، مرا خبر داد كه اين - حسين - در سرزمين عراق ، كشته مىشود ! . من ، بجبرئيل گفتم : خاك سرزمينى كه در آن كشته مىشود ، به من نشان بده و اين ، آن تربت است . » - حاكم - ميگويد : « اين حديث ، شرائطى را كه شيخين ( بخارى و مسلم ) در صحت سند قائلند ، دارا مىباشد ، جز اينكه ، شيخين ، اين روايت را نقل نكرده‌اند . »
هامش
( 1 ) - در نسخهء « حاكم » و « بيهقى » بالفظ - حائر - آمده ، و لكن در غير آن دو از جوامع حديث ، - خاثر - ضبط شده است . و در كتاب - النهاية - دارد : « رسولخدا ، صبحگاهان ، خاثر النفس ، - يعنى گران خاطر و بدحال و بىنشاط - بود . . . »