تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرتنا وسنتنا ، سيرة نبينا وسنته ( راه و روش ما راه و روش پيامبر ( ص ) ما است ) ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
يا رسول اللّه ! امروز ، موضوعى از شما مشاهده كردم كه هيچگاه ، همانند آن را از شما نديده بودم . فرمود : جبرئيل آمد و مرا خبر داد كه : امّت من ، اين كودك را ميكشند ! . ( حضرت فرمود ) گفتم : تربت او را به من نشان ده . جبرئيل ، خاكى - سرخ‌رنگ ! - برايم آورد . » اين روايت را حافظ - ابن عساكر - در ( تاريخ الشّام ) چنين آورده : « - امّ المجتبى علويه - گفت : ابو القاسم سلمى ، اين حديث را از طريق ابو بكر ابن مقرئ ، از ابو يعلى ، از عبد الرّحمان بن صالح ، با همان سند و عبارت ، بر من قرائت كرده است . * * * اين روايت در كتاب « المجمع » جلد 9 ، صفحه 188 ، و در كتاب « الكنز » جلد 6 ، صفحه 223 نيز ديده مىشود . * * * رجال اسناد - به غير از يك نفر ، كه در آن تصحيف شده - همگى موثّقند . اينك ، شرح حالشان : 1 - عبد الرحمن بن صالح - بعضى او را ابو محمد ، خوانده‌اند - وى ، ازدى عتكى ، ابو صالح كوفى است ، كه اواخر عمرش را در بغداد گذرانده و در سال 235 وفات كرده است . - مطوعى - گفته : عبد الرحمن ، رافضى بود ، وقتى بر - احمد حنبل - درميآمد ، احمد ، او را مقّرب ميداشت و نزديك خود جا ميداد . چون بوى اعتراض ميكردند ( كه چرا