يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ . . .
« 1 » ( درخشان و روشن از درخت مبارك زيتون كه با آنكه شرقى و غربى نيست شرق و غرب جهان بدان فروزان است و بىآنكه آتشى زيت آن را برافروزد خودبهخود جهانى را روشنى بخشد . )
سپس خداوند سبحان به توضيح بيشتر پيرامون تمثيلى كه در قرآن ذكر فرموده است مىپردازد و مىفرمايد :
فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ * رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إِيتاءِ الزَّكاةِ .
« 2 » ( در خانههايى ( مانند معابد و مساجد و منازل انبيا و اوليا ) خدا رخصت داده كه آنجا رفعت يابد و در آن ذكر نام خدا شود و صبح و شام تسبيح و تنزيه ذات پاك او كنند . پاكمردانى كه هيچ كسب و تجارت ، آنان را از ياد خدا غافل نگرداند و نماز به پا داشته و زكات فقيران دهند . )
پس خداوند سبحان عارفان را چنين معرفى فرموده است كه هيچگاه از ذكر و ياد خدا و كردار نيك غفلت نمىورزند ؛ پس ايشان كسانىاند كه هيچ حجابى آنان را از ذكر خدا باز نمىدارد و به غير خدا هيچ التفات و توجهى ندارند ؛ پس اينان به حقيقت مخلصينند كه يكسره پاك و خدايى گشتهاند . و همانا در فصل سابق به هنگام بحث از آياتى كه در باب حالات مخلصين وارد شده است پارهاى از حالات مخلصين گذشت . و خداوند در حقّ ايشان مىفرمايد :
سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ * إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ .
« 3 » ( خدا ذات پاكش از اين اوصاف كه ( از جهل ) به او نسبت مىدهند منزه است ، جز بندگان پاك با اخلاص . )
و مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . نور / 35
( 2 ) . نور / 36 و 37
( 3 ) . صافات / 159 و 160