تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
دادوستد بود . اثر اين ارتباط فرهنگى را در تحول كيش بودايى و به خصوص جلوه‌هاى هنرى آن مىتوان ديد . كيش بودا با مذاق يونانيان خوش‌تر مىآمد . از طريق آن آسان‌تر مىتوانستند به جامعهء هندى راه يابند تا كيش برهمن‌ها كه سخت گرفتار قيد و بندهاى فرقه‌اى و طبقاتى بود . چون بر سكه‌هاى شمال غرب هندوستان مطالبى با خط يونانى ضرب مىشده است ، نتيجه مىگيريم كه يونانيان علاوه بر زبان‌هاى محلى به استفاده از زبان يونانى براى رفع نيازهاى روزمره نيز ادامه داده بودند . مىگويند هنر نمايش‌نامه‌نويسى كلاسيك هندى از تبار هنر نمايشنامهء يونانى بوده است . اما با پيداشدن نمايش‌نامه‌هاى هندى و نمايش‌نامه‌هاى به زبان سانسكريت كه منشاء اوليهء هنر نمايشنامهء هندى بوده ، بطلان اين نظريه ثابت شده است . احساسات و عواطف مضمر در نمايشنامهء كلاسيك هند با طبيعت نمايشنامهء يونانى تفاوت فاحش دارد . افسانه و داستان‌هاى عاميانهء هندى در مغرب راه يافت و نفوذ پيدا كرد و در ادبيات غربى به صورت و شكلى دگرگون ظاهر گرديد . در پايان اين دوره بود كه ايرانيان به بازى چاتورانگا « 1 » يا شطرنج ، كه بازتابى از چهار جناح سنتى سپاه هندى بود و توسط چهار نفر بازى مىشد ، علاقه‌مند شدند و بدان پرداختند . يكى از عواقب پايدار اين تماس شرح نسبتا مفصلى بود كه در آثار مؤلفان مغرب زمين راجع به هند آورده شد . مانند آنچه در كتاب جغرافياى استرابون « 2 » و هندنامهء
( Indika )
آريان « 3 » و تاريخ طبيعى پلينى بزرگ و جغرافياى بطلميوس آمده است . هندوستان از آن زاويه كه يونانيان و روميان آن را ديده و شناخته بودند ، در جهان آن روز صاحب مقام شامخى شد . آشكارترين و مستقيم‌ترين تأثير اين تماس و آشنايى در قلمرو هنر جلوه‌گر شد . شيوهء هنرى گندهارا كه از پيوند هنر يونانى و هندى پيدا شد ، و چندين سده تنها وسيلهء عمدهء ابراز
هامش
( 1 ) .Chaturanga( 2 ) .Strabo( 3 ) .Arrian