تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 11

مساهمون:

ص١١
هزار سال دوام دين و آيين مىدانست ، تكيه مىشد . مىپنداشتند الگوى زندگى هندى چنان دلبفكر عوالم ماوراء الطبيعه و ظرافت‌ها و جزئيات اعتقادات آيينى است كه فرصت پرداختن به جوانب مادى زندگى را ندارد . ذوق و احساسى بودن پژوهشگران آلمانى پروپا قرص‌ترين مبلغ اين‌گونه تصور و توهم از هندوستان بود . اين‌سان افراط در نيك پنداشتن جوانب گوناگون فرهنگ هندى همان اندازه زيانبار بود كه تفريط و زياده‌روى در طرد فرهنگ هندى و ناچيز شمردن دستاوردهاى آن . اين‌گونه بود كه هندوستان براى اكثريت پژوهشگران غربى به‌صورت سرزمين اسرار درآمد تا بدان‌جا كه معمولىترين و پيش‌پاافتاده‌ترين رويدادهاى آن‌جا را صاحب رمزوراز تصور كردند . هندوستان به صورت زادگاه معنويت مشرق‌زمين درآمد و در ضمن پناهگاهى شد براى آن گروه از روشنفكران مغرب‌زمين كه مىخواستند از قيد و بندهاى نحوهء زندگى جامعهء خودشان رهايى يابند . اينان قائل به دو گونه ارزش شدند : ارزش‌هاى هندى را « مينوى » « 1 » به حساب آوردند و ارزش‌هاى اروپايى را « گيتوى » . « 2 » اما هيچ‌گونه كوششى به‌عمل نيامد تا ارزش‌هاى « مينوى » هندى را در چهارچوب جامعهء هندى جاى دهند ( شايد اگر چنين كرده بودند نتايجى نه‌چندان موجب آرامش خاطر به دست مىآمد ) . در يك صد سال گذشته برخى از متفكران هندى متوجه ضعف اساسى اين طرز برخورد شدند . توجهى كه مايه تشفى خاطر روشنفكران هندىاى شد كه پىبرده بودند نمىتوانند با برترى انگليسىها از نظر فنى به رقابت برخيزند . كشف تاريخ گذشتهء هند و عرضهء آن به اروپاى سدهء هيجدهم عمدتا كار كشيش‌هاى ژزوئيت « 3 » مقيم هند و كارمندان اروپايى شركت هند شرقى بود ؛
هامش
( 1 ) .spiritual( 2 ) .materialistic( 3 ) .Jesuits