اردو زده بودند . در آن محل نيز در زمينى ديگر از هركول بنام كينوسارژ « 1 » اردو زدند . وقتى بربرها به برجستگى فالر « 2 » كه در آنموقع لنگرگاه آتن بود رسيدند كشتىهاى خود را در آنجا نگهداشتند و كمى بعد بسوى آسيا حركت كردند .
117 - در اين روز ، در دشت ماراتن در حدود شش هزار و چهارصد تن از بربرها بقتل رسيدند . آتنىها يكصد و نود دو تن از دست دادند . چنين بود تلفات دو طرف .
در اين محل معجزهاى رويداد كه اكنون بنقل آن ميپردازم . يكى از اهالى آتن بنام اپيزلوس « 3 » فرزند كوفاگوراس « 4 » كه در آن نزاع تنبتن دليرانه ميجنگيد بىآنكه تيرى بنقطهاى از بدنش اصابت كند از چشم نابينا شد و از آن زمان ببعد بقيه عمر را در نابينائى گذراند . بطوريكه شنيدهام وى ماجراى خود را چنين تعريف كرده است :
ناگهان سربازى بلند قامت كه سايه ريش بلندش تمام سطح سپر سنگينش را پوشانيده بود در مقابلم آشكار شد . اين شبح از كنار من گذشت و رفيق رزم مرا در كنار من بقتل رسانيد . چنين است داستانى كه از قوم اپيزلوس براى من نقل كردهاند .
118 - داتيس كه در آن هنگام با سپاه خود به آسيا مراجعت ميكرد در ميكونوس « 5 » خوابى ديد كه كسى از آن اطلاع ندارد . اما بدنبال اين خواب بامداد روز بعد به تفتيش كشتىها پرداخت و در يك كشتى فينيقى مجسمهاى از آپولون پوشيده از زر يافت . وقتى محل آن مجسمه را جويا شد و دانست به كدام معبد تعلق داشت با كشتى بسوى دلوس حركت كرد . در همين موقع اهالى دلوس مشغول بازگشت به
هامش
( 1 ) -Kynosarges( 2 ) - فالر( Phalere )يا فالروم( Phalerum )قديمترين و كوچكترين بندر از سه بندر آتن در دنياى باستان كه امروز بندر فنرى( Phanari )نام دارد .
( 3 ) -Episelos( 4 ) -Kouphagoras( 5 ) - ميكونوس( Myconos )يا ميكون( Mycone )از جزاير يونان در درياى اژه كه امروز ميكونو( Mycono )نام دارد .