آنگاه آنان را به مجلس وارد و به پارسها ارائه داد و چنين گفت : « پارسها ، بسيار سرفرازم كه در خانه ما از شما بطريقى شايسته پذيرائى مىشود . بىترديد آنچه در اختيار داشتهايم و آنچه ميتوانستيم براى تقديم بشما بيابيم در اختيار شما گذاردهايم .
اما بهترين اين هدايا مادران و خواهران ما هستند كه بعنوان هديهاى شاهانه بشما تقديم ميكنيم ، تا همچنانكه شايسته آن هستيد ، نهايت احترام از جانب ما نسبت بشما به عمل آمده باشد . شما نيز هنگام بازگشت به پادشاه بزرگ كه شما را بدينجا فرستاده است بگوئيد كه چگونه يكنفر يونانى كه پادشاه مقدونىها است در ضيافت و در بستر از شما پذيرائى كرده است . » اسكندر اين بگفت و در كنار هريك از پارسها يك تن از آن جوانان مقدونى را كه به شكل زن آراسته بود قرار داد ، و اينان در موقعى كه پارسها با آنان سرگرم شده بودند آنان را با خنجر كشتند .
21 - بدين ترتيب بود كه پارسها و همراهان آنان كشته شدند . آنان تعدادى گردونه و خدمتگذار و دستگاه مجللى با خود آورده بودند كه آنها نيز با خود آنان از بين رفت و اثرى از آن باقى نماند . مدتى بعد پارسها جدا بجستجوى اين فرستادگان برخاستند .
اما اسكندر با تردستى و كاردانى جستجوهاى آنان را بر اثر كرد . يكى از پارسها را كه بوبارس « 1 » نام داشت و از طرف فرمانده پارسها براى تحقيق درباره ناپديد - شدگان آمده بود از زر سرشار كرد و خواهر خود را كه ژيژآ « 2 » نام داشت بوى داد ، و به اين ترتيب كار تحقيق متوقف شد و موضوع مرگ فرستادگان بىسروصدا و مسكوت ماند .
22 - طبق تحقيقاتى كه من كردهام اطمينان كامل دارم كه اين شاهزادگان مقدونى كه از بازماندگان پرديكاس « 3 » هستند همانطور كه خود ادعا ميكنند يونانى بودهاند و
هامش
( 1 ) -Boubares( 2 ) -( Gygea )( 3 ) - پرديكاس( Perdiccas )نام سه تن از پادشاهان معروف مقدونيه است و در اين بند منظور پادشاهى است كه به اين نام در قرن هشت قبل از ميلاد خاندان سلطنتى مقدونيه را تأسيس كرد . هردوت پرديكاس اول را موسس خاندان سلطنتى مقدونيه معرفى مىكند در حالى كه مؤلفين ديگر باستان او را چهارمين پادشاه اين خاندان ميدانند .