كهء در آنزمان زبان ادبى يونان محسوب ميشد آشنا شده و شايد به همين جهت است كه كتاب او از حيث متن ادبى يكى از بزرگترين آثار ادبى جهان شمرده مىشود . مطلبى كه نسبت به آن ترديد جائز نيست اينست كه هردوت در طول حيات خود سفر بسيار كرده و بنقاط مختلف ربع مسكون زمان خود قدم گذارده . تعيين دقيق خط سير سفرهاى او و تشخيص كشورهائيكه او واقعا از آنها عبور كرده كارى است بس دشوار ، چه مورخ خود بطور صريح و آشكار سفرهاى خود را شرح نداده و ديگر مؤلفان نيز ذكرى از آن نكردهاند . هردوت كه ظاهرا فرزند يكى از ثروتمندان زمان خود بوده نخستين درس خود را در خارج از شهر موطن خود آموخته و تعليمات اوليه خود را در شهرهاى كوچك يونى واقع در سواحل آسياى صغير و در حوالى هاليكارناس شروع كرده و آنگاه بموطن كوچك خود مراجعت كرده است . ولى اقامت او در شهر هاليكارناس چندان دوام نياورده زيرا در نتيجه قيام مردم اين شهر عليه حاكم جبارى كه ليگداميس نام داشت هردوت ناگزير شده است از شهر موطن خود خارج شود . عمويش پانيازيس
( Panyasis )
كه شاعر معروف عصر بود در اين شورش بقتل رسيده ولى هردوت و ديگر افراد خانواده او جان سالم بدر برده و به شهر ساموس پناهنده شدهاند . قيام مردم هاليكارناس باحتمال زياد در حدود سالهاى 467 و 468 قبل از ميلاد اتفاق افتاده ، زيرا اوزب
( Eusebe )
اين سال را يكى از مهمترين سالهاى حيات مورخ دانسته و آن را نخستين سال آغاز شهرت او معرفى كرده است . از اينقرار ، هردوت يكى از آن دسته از يونانيان باستان بوده است كه شيفته آزادى مطلق بودند و در شهرهاى كوچك يونان باستان تحتتأثير افسانههاى كهن كه در آنزمان بر سر زبانها بود عليه حكمرانان جبار و ستمگران شهرهاى خود قيام ميكردند و مدتى نسبة كوتاه از نعمت آزادى و استقلال برخوردار ميشدند . دليل اين ادعا آنست كه هردوت وقتى از شهر آتن سخن ميگويد تمجيدى فراوان از آزادى سياسى مردم اين شهر مىكند ( جلد پنجم - بند 78 ) و در جاى ديگر كه يكنفر از پارسها جلال و شكوه دربار خشايارشا را براى دو نفر اسپارتى نقل مىكند از قول اسپارتىها به سرباز پارس چنين پاسخ ميدهد : « تو اسارت را تحمل كردهاى ولى هرگز طعم آزادى را نچشيدهاى و هنوز نميدانى كه آزادى تلخ است يا گوارا . اگر