گفته شد كه نه تنها هردوت خود مطلبى درباره زندگانى خود نقل نكرده ، بلكه مؤلفان قديم نيز چيزى دربارهء او نقل نكردهاند و صرفنظر از متن مختصرى كه از سوئيداس باقى است و لوحه قبرى كه اتين از اهل بيزانس به او نسبت داده و متن كوتاهى از اوزب
( Eusebe )
، سند و مدرك تاريخى ديگرى درباره او در دست نيست .
متن مختصرى كه از سوئيداس درباره هردوت باقى است بقدرى كوتاه و مختصر است كه ميتوان آن را نظير توضيح ساده يك كتاب لغت تاريخ دانست . اين نويسنده باستان درباره هردوت چنين مينويسد : « هردوت فرزند ليگزس
( Lyxes )
و دريو
( Dryo )
بود و در هاليكارناس در خانوادهاى اصيل و نجيب تولد يافت . او برادرى داشت كه تئودور
( Theodore )
ناميده شد . هردوت براى فرار از چنك ليگداميس
( Lygdamis )
دومين جانشين آرتميز
( Atremise )
از هاليكارناس به شهر ساموس
( Samos )
گريخت ( آرتميس مادر پيزيندليس
( Pisindelis )
و جدهء ليگداميس بود ) . در ساموس بآموختن زبان محلى يونانى پرداخت و تاريخى در نه جلد تحرير كرد كه با زمان سلطنت كورش پادشاه پارس و كاندول پادشاه ليدى آغاز مىشود . همين كه به هاليكارناس باز - گشت ، بر فرمانرواى مطلق العنان اين شهر فائق آمد ولى چون با مشكلات فراوان و رقابتهاى سياسى مواجه شد از روى ميل به شهر توريوم
( Thurium )
كه در آن زمان مهاجرين آتنى در حال تأسيس آن بودند رفت و در آن شهر مقيم شد . وى در همان شهر درگذشت و در ميدان بزرك شهر مدفون شد . ولى جمعى عقيده دارند كه او در پلا
( Pella )
درگذشت . كتابهايش بنام نه تن از ارباب انواع و خداوندان هنرهاى ظريف معروف است » .
سوئيداس در يكى ديگر از متون خود مدعى است كه هردوت را عموئى بوده است كه پانيازيس
( Panyasis )
نام داشته و از شعراى معروف هاليكارناس بوده است .
اتين از اهل بيزانس
( Etienne de Byzance )
يكى ديگر از مؤلفان و تذكره نويسان قديم است كه درباره هردوت مختصر اطلاعى بما داده است . اين مؤلف در جائى كه از شهر توريوم سخن ميگويد متن نوشتهاى را كه بر سنگ قبر هردوت حك