تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
أصلا در حيزهء قدرت و توان ايشان و ساير خلقان نبوده و مطلب حضرت على عليه السّلام از اظهار آن اختيار و امتحان آن جماعت بواسطهء معرفت آن حضرت به ولايت و امامت بود و از جهت آنكه ايمان آن امّت به اختيار و رغبت نفس ايشان و بدون جبر و كراهت در آن باشد ليكن آن طايفه بيرويّه بعد از مشاهدت ، و رؤيت معجزه از حضرت أمير المؤمنين على عليه السّلام و التّحيّه از دين و ملَّت سيّد البريّه عليهم الصّلوة و السّلام برگشته‌اند ، اين آئين فاسد برداشتند . حضرت الرّضا عليه السّلام فرمود كه چون از أمير المؤمنين على عليه السّلام فقر وفاقه كه هر دو دلالت ميكنند بر آنكه هر كرا صفت او اين و شريك با ضعفاء و محتاجين باشد بالبداهه و اليقين معجزات چنين از قبل فعل نفس آن كس نباشد . پس از اينجا معلوم شد كه آنچه از معجزات از نزد آن امام البريّات بيّن و ظاهر گرديد از فعل قادر مجيد است كه او را مشابهت بمخلوقين نبود و فعل عزّ و جلّ مثل فعل محدث محتاج مشارك ضعفا در ضعف عمل نيست چنانچه بر أرباب عقل بيّن و ظاهر است . منقول و مرويست كه مأمون الرّشيد عليه ما يستحقّ من الملك الحميد اگر چه در ظاهر با حضرت أبى الحسن علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام أنواع لطف و احسان مينمود ليكن در باطن سقطات و بديهات آن حضرت را بغايت مترجّى و مستدعى بود و بسيار بسيار ميخواست بهر نوع كه ميسّر گردد به آن امام الانس و الجانّ بحجّت غالب و مستظهر شود و اگر خود بر آن حضرت غلبه نتواند نمود بارى هر كه باشد از ساير خلق الله تعالى از أصناف مردم آن امام أكرم أعلم را ببحث علم ساكت و ملزم گردانند .