تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
مكرّم و بندگان محترم قادر عالم و مخلوق و مدبّر غنىّ أكبرند بىشبهه به يقين أصلا قادر به هيچ چيز و أمر نيستند مگر به چيزى كه حضرت ربّ العزيز ايشان را قوّت و اقتدار بر آن أمر و كار داده باشد و مالك هيچ چيز نمىباشند مگر آنچه حضرت ايزد تعالى و تبارك آن برگزيدگان خود را بان صاحب و مالك گرداند و ايضا أصلا أئمّه الهداى عليه السّلام مالك موت و حيات و قبض و نشور و بسط موفور و حركت و سكون نيستند الَّا آنچه ربّ العزّت اين جماعت را طاقت و قدرت بر آن دهد خالق ايشان منزّه از صفات مخلوقين و مبرّا از حدوث و متعالى از نعوت واصفين و مقدّس از وضع محتاجين است . و اگر كسى از امّت حضرت أئمّه عليهم السّلام يا يكى از آن أعيان الامّه را أرباب داند بدون خداى وهّاب بدرستى كه آن شخص كافر و مستحقّ عذاب وبيل * ( فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيلِ ) * است . پس أكثر قوم او باستنكار بيّن و آشكار نمودند و در طغيان و عصيان به غايت مشتدّ و مصرّ بودند * ( وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ ) * بيان حال تير مآل آن قوم زبون است مگر قليل كه متوسّل به آن هدايت سبيل باشند أهل طغيان را امانى به حكم ايزد سبحان باطل و مطالب ايشان خائب و عاطل و همه در عذاب باقى و معطَّل باشند . و جامع اين كتاب ميگويد : كه ما ايضا باسناد مقدّم كه سابق مذكور شد از حضرت أبى الحسن العسكرى عليه الصّلوة و السّلام روايت كرديم كه حضرت امام البرايا أبى الحسن الرّضا عليه السّلام فرمود كه : هر كه أمير المؤمنين على عليه السّلام را از عبوديّت بيرون برد و اعتقاد بربوبيّت او نمايد آن كس به حكم ايزد تعالى و تقدّس از جملهء مغضوب عليهم و من الضّالَّين گردد يعنى از گمراهان