هردوت تركيب و تأليف بشمار نيست ، بلكه سخنگوئى بىتكليفى است . وى در سبك نگارش خود ظرافتكارى بخرج نميدهد و يا از روى عمد عبارت قشنگ به كار نميبرد . نويسندگيش تابع مطالب كتاب او است كه با آن اوج ميگيرد ولى هرگز به حد سادگى سبك طبيعى نزول نميكند و بحدود عبارتپردازى هم نزديك نميشود . » « 1 »
و در جاى ديگر مورخ و باستانشناس شهير چنين مينويسد :
« در نويسندگى هردوت ، سادگى او هيچگاه بدرجهء بيمايگى تنزل نميكند و يا به صورت خشك و زننده در نمىآيد . سبك او كامل ، آزاد و روان است و اختلاف بسيار محسوسى با كوتاهنويسى و عبارات مقطع و خشك سبك نگارش يكنواخت مورخان قبلى دارد و هرگاه براى مقايسه نظر سريعى بنويسندگان پيشين يونان كه آثارشان بما رسيده بيندازيم تعجب خواهيم كرد كه تأليفات آنان و حتى تأليفات همدورههاى مؤلف ما تا چه حد خشن و عارى از ظرافت و تا چه اندازه بىلطف و خاصيت به نظر ميرسند . مقايسهاى بين سبك هردوت و طرز نگارشى كه در زمان او معمول بوده از نظر نويسندگى تفاوت آشكار بين او و ديگران را به خوبى روشن ميسازد و اين تفاوت و اختلاف بقدرى محسوس و زياد است كه سبك تأليف او شيوهء تازهاى جلوه مىكند و خواهناخواه لقب شريف « پدر تاريخ » را بدون ترديد و اشكال به دو مىبخشد . » « 2 »
شايد علت اصلى سادگى نثر هردوت آنست كه مؤلف كتاب خود را در دورهاى از تاريخ تمدن بشر تحرير كرده كه انسان از نوشتن منحصرا به منظور بيان مقصود خود استفاده ميكرده است و هنوز فن نويسندگى وسيلهاى براى شناساندن مؤلف به هيئت اجتماع و كسب نام و افتخار نبوده است . در برابر نثر ساده هردوت خواننده احساس مىكند مؤلف گفتار ساده و بىپيرايهء خود را به روى كاغذ آورده
هامش
( 1 ) راولينسن ، همان كتاب ، صفحه 23
( 2 ) راولينسن ، همان كتاب ، همان صفحه .