تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
142 - در آن موقع در ساموس ماندريوس « 1 » فرزند ماندريوس قدرت را در دست داشت . پوليكرات حكومت اين جزيره را به او سپرده بود . اين مرد مايل بود كه عادل‌ترين مرد جهان باشد ولى حوادث وسايل آن را فراهم نكرد . وقتى از مرگ پوليكرات مطلع شد ، ابتدا معبدى براى زوس آزادىبخش بنا كرد و گرداگرد اين معبد محوطه مقدسى احداث كرد كه هم امروز در حومه ساموس ديده مىشود . پس از آن مجمعى از تمام اهالى شهر تشكيل داد و براى آنها چنين سخن گفت : « اهالى ساموس ، شما ميدانيد كه پوليكرات سلطنت و قدرت خود را به من سپرده و امروز فقط من ميتوانم بر شما حكومت كنم . تا جائى كه قادرم از انجام كارهائى كه اگر ديگران انجام دهند بنظرم ناپسند خواهد آمد اجتناب خواهم كرد . من پوليكرات را از اينكه بر مردمى كه با او مساوى و برابر بودند بطور مستبد حكومت ميكرد سرزنش كرده‌ام و اين رفتار را براى هيچكس نمىپسندم . وى سرانجام سرنوشت خود را چشيد . اما من از قدرت مطلق خود ميگذرم و شما را در آن شريك ميدانم و مساوات شما را اعلام ميكنم . با اين حال ، براى خود فقط افتخارات زير را خواستارم : از اموال پوليكرات شش تالان بعنوان امتياز به من داده شود و خدمت مقدس معبد زوس آزادىبخش كه برايش معبدى به پا كرده‌ام براى هميشه به من و بازماندگانم تعلق گيرد : در مقابل ، من نيز آزادى سابق را بشما بازميگردانم . » چنين بود پيشنهادهاى ماندريوس . ولى يكى از اهالى ساموس از ميان جمع برخاست و چنين گفت : « تو نيز شايستگى حكومت بر ما را ندارى ؛ تو مردى بيكاره و پستى و بهتر آنست كه حساب پولهائى را كه در دست داشته‌اى پس بدهى . » آنكس كه چنين سخن گفت تلسار كورس « 2 » ناميده ميشد و بين همشهريان خود احترام زيادى داشت .
هامش
( 1 ) -Maeandrios( 2 ) -Telesarchos