تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
تصادف مدتى قبل در سارد وصف دموسد « 1 » از اهل كروتون « 2 » را شنيده و از كاردانى او باخبر شده بود مطلب را با داريوش درميان گذارد . داريوش امر كرد فورا او را حاضر كنند . اين شخص را در محلى در ميان بردگان اوروئيت يافتند . وى را از آنجا بيرون آوردند و بنزد داريوش بردند . در اين موقع وى زنجيرهاى خود را به پا ميكشيد و لباس‌هاى ژنده‌اى دربرداشت . 130 - چون در مقابل شاه قرار گرفت از او سؤال شد كه آيا از طب چيزى ميداند . دموسد نميخواست بدانستن آن اعتراف كند زيرا ميترسيد كه اگر دانش خود را فاش كند هرگز يونان را به چشم نبيند . بر داريوش آشكار شد كه وى از اين فن بااطلاع است ولى در جستجوى مخفى كردن آن مىباشد . پس به كسانى كه وى را آورده بودند امر كرد تعدادى تركه و تازيانه ميخ‌دار حاضر كنند . در اين حال دموسد اعتراف كرد و افزود كه وى در فن پزشكى اطلاعاتى وسيع ندارد ولى مصاحبت يك طبيب موجب شده است كه اطلاعات مختصرى در اين‌باره بدست آورد . پادشاه خود را در اختيار او گذارد و وى با روش يونانى به معالجه او پرداخت . دموسد بجاى معالجه خشونت‌آميز ، مسكن‌هائى به داريوش داد كه بكمك آن داريوش بخواب رفت و در مدتى كوتاه سلامتى خود را بازيافت پادشاه كه تصور نميكرد هرگز بار ديگر سالم شود دو زوج زنجير طلا به او هديه كرد . دموسد از او پرسيد كه آيا قصدش اينست كه بپاداش معالجه خود زنجيرهاى او را مضاعف كند . چون اين سخن بر داريوش خوش آمد دستور داد او را به حرمسرا وارد كنند . خواجگان راهنما او را بعنوان مردى كه پادشاه حيات خود را مديون او بود بزنان حرم معرفى كردند . پس هريك از آن زنان جامى از زر از صندوق خارج كردند و آنقدر به دموسد بخشيدند كه خدمتگزارى كه همراه او بود و سكيتون « 3 » نام داشت
هامش
( 1 ) - دموسد( Democede )- رجوع شود به بند 125 و يادداشت ذيل آن ( 2 ) - كروتون( Croton )- رجوع شود به بند 125 و يادداشت ذيل آن ( 3 ) -Skiton