آن مغ نيز اين دختر را به عقد خود درآورده بود و او با ديگر زنان كبوجيه در حرمسرا ميزيست . اوتان كس بنزد دختر خود فرستاد و پرسيد مردى كه با او همبستر است چه كسى است ، برديا فرزند كوروش است يا شخص ديگر ؟ دختر براى او جواب فرستاد كه از اين مطلب بىخبر است زيرا برديا فرزند كوروش را هرگز نديده و نميداند اكنون چه كسى با او همخوابه است . پس اوتان پيغام ديگرى براى او فرستاد و پرسيد :
« اگر تو خود برديا فرزند كوروش را نمىشناسى از آتوسا « 1 » درباره مردى كه هردو با او زندگى ميكنيد سؤال كن زيرا او بايد لااقل برادر خود را بشناسد . »
69 - دختر اوتان به او چنين پاسخ فرستاد : « من به هيچ وسيله نميتوانم با آتوسا سخن گويم و يا يكى از زنانى را كه در اين قصر زيست ميكنند ببينم . زيرا اين مرد ، هركه هست ، پس از آنكه بقدرت رسيد هريك از ما را در جائى جداگانه قرار داد . » افشاى اين اسرار مطلب را بر اوتان روشن كرد . پس پيغام سومى براى دختر خود فرستاد و گفت : « دخترم تو از نژادى عالى هستى و بايد خطرى را كه پدرت امر مىكند قبول كنى . اگر برديائى كه با تو است فرزند كوروش نيست و مردى است كه من حدس ميزنم نبايد چنين راحت در آغوش تو قرار گيرد و سلطنت كند . او بايد مجازات شود .
پس آنچه ميگويم انجام ده : وقتى او با تو همبستر مىشود ، همين كه مشاهده كردى كه بخواب رفته است گوشهاى او را لمس كن و اگر ديدى كه او گوش دارد بدان كه با برديا فرزند كوروش همبستر ميباشى ، اما اگر گوش ندارد بدان كه در آغوش بردياى مغ هستى .
فديمه در جواب كس فرستاد و پيغام داد كه اگر چنين كند با خطرى بزرگ روبرو خواهد شد ، چه اگر او گوش نداشته باشد و در موقع لمس كردن او را غافلگير كند يقين است كه او را از ميان خواهد برد ولى با اينحال ، امر پدر را اطاعت خواهد كرد . بدين ترتيب حاضر شد وظيفهاى كه به عهده او گذارده شده بود براى پدر انجام دهد . كوروش فرزند
هامش
( 1 ) - آتوسا( Atossa )دختر كوروش كه ابتدا به عقد ازدواج برادر خود كبوجيه درآمد و وقتى بردياى مغ بحكومت رسيد وى نيز او را بزنى گرفت و براى سومين بار پس از بركنارى برديا به عقد ازدواج داريوش درآمد .